پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٠ - نامه مسلم به امام حسين عليه السلام
نامه مسلم به امام حسين عليه السّلام
مسلم بن عقيل همچنان به گردآورى نيروهاى مردمى پرداخت و از آنان براى امام عليه السّلام بيعت مىگرفت و هيئتها با ورود پياپى خود خدمت حضرت مسلم مراتب وفادارى خود را ابراز نموده و انبوه جمعيت شادى و سرور خويش را اعلان مىداشتند و ملاحظه كرديم وقتى مسلم نامه امام حسين عليه السّلام را كه در آن به مردم درود و تحيّت فرستاده و آمادگى خود را براى حضور نزد آنان و پذيرش رهبرى قيام بر ضد حكومت ستمبار يزيد اعلان داشته بود، بر ايشان قرائت مىكرد چگونه گريه مىكردند و بدان گوش فرامىدادند.
مسلم پس از مشاهده هواداران فراوان، فورا طى نامهاى به امام عليه السّلام چهرهاى زنده از وقايع و رخدادهايى را كه در برابر ديدگانش در كوفه در جريان بود، بدان حضرت گزارش داد و اوضاع را ارزيابى و آن را به فال نيك گرفت و از امام عليه السّلام خواستار آمدن به آن ديار شد.
در نامه مسلم به امام حسين عليه السّلام آمده بود:
«اما بعد؛ (اماما!) سفير و پيشتاز هيچ قومى، كاروانيان خود را نمىفريبد و بدانان دروغ نمىگويد و حقيقت را گزارش مىكند، اكنون هجده هزار تن از مردم كوفه به من دست بيعت دادهاند. بنابراين، هرگاه نامهام به دست مباركت رسيد، بدين سامان بشتاب، زيرا همه مردم شما را مىخواهند و به هيچوجه سوداى خاندان معاويه را ندارند.»[١]
[١] . حياة الامام الحسين ٢/ ٣٤٨، به نقل از تاريخ طبرى ٦/ ٢٢٤.