پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٧ - ورود سپاه كوفه
سپس امام حسين عليه السّلام مشتى از خاك آنجا را برگرفت و بوييد و فرمود:
«هذه و اللّه هي الأرض التي اخبر بها من جبرئيل رسول اللّه أننّي اقتل فيها، أخبرتني ام سلمة»؛[١]
به خدا سوگند! اين همان سرزمينى است كه جبرئيل به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر داد من در آن كشته مىشوم و ام سلمه مرا در جريان قرار داد.
امام عليه السّلام دستور داد كاروان در همانجا فرود آيد و خيمهها سرپا شود تا وضعيت روشن و در خصوص حركتش تصميم نهايى اتخاذ شود.
ورود سپاه كوفه
در همان اثناء عمر سعد با سپاهى گران كه برخى تعداد آن را سى هزار و برخى بيش از آن گفتهاند، از كوفه خارج شد و در روايت ديگرى آمده است:
ابن زياد مردم كوفه و اطراف آن را براى نبرد با حسين فراخواند و آن دسته از كسانى را كه قدرت حمل سلاح داشته و به جنگ با حسين از شهر خارج نشوند، به كشتن و زندان تهديد كرد.
نتيجه اين تهديد اين بود كه زندانها از شيعيان پر شد و گروهى مخفى گشتند، و هواداران امويان و طمعورزان و سودجويانى كه بيشتر جمعيت كوفه را تشكيل مىدادند، براى جنگ با امام حسين عليه السّلام از شهر خارج شدند. روايتى كه تعداد جنگجويان را به گفته مورخان پنج هزار تن دانسته، افزون بر اينكه روايتى مرسله است شرايط و اوضاع حاكم بر حادثهاى از اين نوع نيز آن را تاييد نمىكند، زيرا هيچكس بدون آمادگى كامل براى رويارويى با همه
[١] . تذكرة الخواص/ ٢٦٠، نفس المهموم/ ٢٠٥، ناسخ التواريخ ٢/ ١٦٨، ينابيع الموده/ ٤٠٦.