پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٢ - ٦ خشونت با شيعيان
بخشيد و ناسزا و لعن آن بزرگوار را در مجالس عمومى و خصوصى خود، علنى ساخت و با اشاره به كليه كارگزاران و فرماندارانش، از آنان خواست ناسزاگويى به آن حضرت را ميان مردم منتشر ساخته و گسترش بخشند. بدين ترتيب، ناسزا گفتن به امير مؤمنان عليه السّلام به سراسر جهان اسلام سرايت كرد و معاويه در جمع مردم شام سخن گفت و اظهار داشت: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: تو پس از من به خلافت خواهى رسيد. بنابراين، سرزمين مقدس- يعنى شام- را كه در آن انسانهاى برجستهاى وجود دارد براى خود برگزين و اينك من شما مردم را برگزيدم، شما نيز ابو تراب را لعن كنيد.[١]
٦. خشونت با شيعيان
شيعيان در عصر معاويه رسما مورد ستم و بيداد قرار گرفتند و به شديدترين نوع قلعوقمع و رفتار خشونتبار، با آنان برخورد شد. امام محمّد باقر عليه السّلام تهديدى را كه امويان بر پيروانشان روا مىداشتند چنين به وصف مىكشد: در هر منطقهاى پيروان ما به قتل مىرسيدند دست و پاهاى آنان را به صرف شك و ترديد در دوستى و محبّت ما مىبريدند، هركس از او به دوستى و محبّت ما ياد مىشد به زندان مىافتاد، يا اموالش چپاول مىشد و يا خانهاش تخريب مىگشت.[٢]
معاويه كوشيد تا شخصيتهاى انديشمند و آگاه شيعه را از ميان بردارد و عده زيادى از آنان نظير حجر بن عدى، رشيد حجرى، عمرو بن حمق و أوفى بن حصن را پاى چوبه دار روانه ساخت. وى به آزار و شكنجه بزرگان شيعه اكتفا نكرد، بلكه جور و ستم خويش را متوجه زنان مسلمان نيز نمود و عدهاى
[١] . حياة الامام الحسين ٢/ ١٦٠، شرح نهج البلاغه ٣/ ٣٦١.
[٢] . شرح نهج البلاغه ٣/ ١٥، طبقات كبرى ٥/ ٩٥.