پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٣ - پيكارى به ياد ماندنى
داده است (... همدلان و همفكران خويش را گرد آورده و دست در دست هم نهيد و مهلتم ندهيد)[١] (من بر خداى بىهمتا كه پروردگار ما و شماست اعتماد كردهام و بر اين باورم كه او مهار هر جنبندهاى را به كف گرفته و هستى و حيات همه در دست قدرت اوست، به راستى پروردگارم بر راهى راست و بدون انحراف قرار داد.)[٢]
آنگاه امام عليه السّلام دستان مباركش را به آسمان بلند كرد و عرضه داشت:
خدايا! قطرات باران رحمت خويش را از آنها دريغ دار و سالهاى سخت و دشوار خشكسالى و قحطى نظير خشكسالى و گرفتارى سالهاى دوران حضرت يوسف بر آنان بفرست و مردنمايى برده صفت از قبيله ثقيف را بر آنها مسلّط گردان تا جام تلخ ذلّت و حقارت را بيشتر بر كامشان فروريخته و سيرابشان سازد، چراكه آنان بر ما دروغ بستند و دست از ياريمان شستند.[٣]
خدايا! تويى پروردگار ما! بر تو توكّل و اعتماد نموديم و به سويت رو خواهيم آورد.»
با اينهمه، عمر سعد همچنان بر نبرد با امام حسين عليه السّلام پافشارى داشت و حضرت با مردم گفتوگو مىكرد و آنان را پند و اندرز مىداد و به بهترين شكل ممكن به ارشاد آنان مىپرداخت و آنگاه كه بر پند و موعظه سودى مترتب نديد، رو به ابن سعد كرد و فرمود:
ابن سعد! تو خيال مىكنى با كشتن من و ريختن خونم به جايزهاى ارزنده و به فرمانروايى رى و گرگان نائل خواهى شد؟ به خدا سوگند! چنين رياستى بر تو گوارا نخواهد شد و اين ماجرايى است پيشبينى شده. اينك آنچه از دستت برمىآيد انجام ده كه پس از من
[١] . يونس/ ٧١.
[٢] . هود/ ٥٦.
[٣] . مقتل مقرّم/ ٢٨٩- ٢٨٦، مقتل خوارزمى ٢/ ٦ تاريخ ابن عساكر شرح حالات امام حسين عليه السّلام/ ٢١٦، اعلام الورى ١/ ٤٥٨.