پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٩ - فاش ساختن جنايات معاويه
مسلمانان بپرهيز، مبادا آنها را به آشوب و فتنه بكشانى در صورتى كه من فتنه و آشوبى براى مردم بزرگتر از حكومت تو بر آنها سراغ ندارم براى خود و دين و امّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كارى برتر از مبارزه با تو نمىبينم، اگر اين كار را انجام دهم مايه تقرّب به خداست و اگر از آن دست بردارم براى حفظ دينم به پيشگاه خدا استغفار مىكنم و در كارهايم از او توفيق و راهنمايى مىطلبم.
نوشتهاى: اگر به تو اعتراض كنم، به من اعتراض مىكنى و اگر تو را بفريبم، از در حليه و نيرنگ با من درخواهى آمد، اكنون هر حيلهاى مىتوانى بكار ببر من اميد آن دارم كه فريبت به من آسيبى نرساند و بيش از همه به خودت زيان خواهد رساند، زيرا تو بر مركب جهل و نادانىات سوار شدهاى و به پيمانشكنى خود علاقهمندى.
به جانم سوگند! به هيچ شرطى پايبند نماندى و با به شهادت رساندن افرادى كه پس از برقرارى صلح و سوگند دادن و عهد و پيمان گرفتن، آنان را كشتار نمودى، عهد و پيمان خويش را زير پا نهادى و بىآنكه با كسى سر جنگ داشته و يا كسى با آنان بستيزد، آنها را از دم تيغ گذراندى. اين كار را تنها بدين جهت انجام دادى كه آنان فضائل ما را بازگو مىكردند و به حقوق ما ارج مىنهادند. از بيم اينكه مبادا اگر آنها را به شهادت نرسانى قبل از اينكه كارى انجام دهند از دنيا بروى و يا آنان پيش از آن كه آنان بر اين قضيه آگاه گردند مرگ به سراغشان آيد.
اى معاويه! تو را به قصاص الهى مژده باد، به روز حساب ايمان بياور و به هوش باش كه خدا نوشتارى دارد كه هر ريز و درشتى در آن ثبت مىشود خداوند هيچگاه فراموش نمىكند كه تو مردم را به صرف اتهام، به قتل مىرساندى و اولياى خدا را از خانههايشان به ديار غربت تبعيد مىكردى و براى پسرك خام و بادهنوش خود و همبازى سگان، بيعت گرفتى.
ترديدى نيست كه به خويشتن زيان رساندى و دينت را به تباهى كشاندى و مردم را