پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٧ - سخنان امام حسين عليه السلام در برابر سپاه كوفه
آنگونه كه شايسته است ياد نمود و بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و فرشتگان الهى و پيامبرانش درود فرستاد و در سخنورى كسى قبل و بعد از او آنچنان با بلاغت سخن نگفته بود و سپس اظهار داشت:
مردم! بگوييد: من چه كسى هستم؟ سپس به خود آييد و خويشتن را سرزنش كنيد.
آيا كشتن و هتك حرمت من براى شما رواست؟ مگر من فرزند دخت پيامبر شما نيستم؟ مگر فرزند وصىّ و پسر عموى پيامبرتان [على] نيستم؟ مگر فرزند آن شخصى نيستم كه قبل از همه مسلمانان به خدا ايمان آورد و رسالت پيامبر را پيش از همه تصديق نمود؟ مگر حمزه سيد الشهداء عموى پدر من نيست؟ مگر جعفر طيّار كه در بهشت با دو بال پرواز مىكند- عموى من نيست؟ آيا شما سخن پيامبر را در حق من و برادرم نشنيدهايد كه فرمود: اين دو، سروران جوانان اهل بهشتاند؟
اگر مرا در گفتارم تصديق كنيد آنچه را گفتم: واقعيت است، زيرا از روز نخست هيچگاه دروغ نگفتهام، چون دريافتهام كه خداوند بر دروغگويان خشم گرفته و ضرر و زيان دروغ را به گويندهاش برمىگرداند و اگر تكذيبم مىكنيد، اكنون در جمع شما كسانى حضور دارند كه اگر در اين زمينه از آنها بپرسيد واقعيت را به شما خواهند گفت. از جابر بن عبد اللّه انصارى، ابو سعيد خدرى، سهل بن سعد ساعدى، زيد بن أرقم، انس بن مالك بپرسيد آنان به شما خبر خواهند داد كه اين سخنان را درباره من و برادرم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدهاند، آيا آنچه گفتم نمىتواند شما را از ريختن خونم بازدارد؟
سپس امام حسين عليه السّلام به آنان فرمود:
اگر درباره سخن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد من و برادرم ترديد داريد لابد در اين واقعيت نيز ترديد داريد كه من، پسر دختر پيامبر شما هستم! به خدا سوگند: در شرق و غرب گيتى و ميان شما و پيروان ديگر آيينها، فرزند پيامبرى جز من وجود