پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٦ - دستهبندى هواداران بنى اميه
دستم بماند، شما را از دم تيغ مىگذرانم، هرچند كسى مرا يارى نكند، ولى اميد آن دارم شمار حقشناسان فزونتر از كسانى باشد كه باطل آنان را به ورطه هلاكت مىاندازد»[١]
عبد اللّه بن مسلم بن ربيعه حضرمى از همپيمانان بنى اميه بهپا خاست و گفت: اى فرمانروا! آشوب و فتنهاى را كه از مردم كوفه مىبينى، جز جنگ و خونريزى بدان سامان نمىدهد، اين نرمخويى كه تو با دشمن خود دارى، ديدگاه انسانهاى عاجز و ناتوان است. نعمان در پاسخ گفت: اگر در راه اطاعت از خدا عاجز و ناتوان باشم برايم دوستداشتنىتر است تا از قدرتمندترين افراد، در معصيت الهى باشم.»[٢]
دستهبندى هواداران بنى اميه
در آن زمان كوفه شاهد حضور گروهى از هواداران بنى اميه و مخالفان اهل بيت عليهم السّلام بود، جمعى از منافقانى كه تظاهر به پيروى از امير مؤمنان عليه السّلام كرده ولى دوستى و محبت امويان را در دل نهان داشتند، در جمع آنان به چشم مىخوردند و همين امر آنان را در پى ايجاد تفرقه ميان صفوف شيعيان اهل بيت و جاسوسى به سود حكومت اموى، كمك كرد. از جمله اين افراد مىتوان عبد اللّه حضرمى را نام برد كه نعمان را مورد نكوهش قرار داد و اندكى قبل آن را يادآور شديم.
وى طى نامهاى به يزيد، بدو نوشت: «اما بعد؛ مسلم بن عقيل به كوفه آمده و پيروان حسين بن على بن ابى طالب با او بيعت كردهاند، اگر كوفه را مىخواهى، فردى قوى و جنگجو بدانجا گسيل دار تا دستورت را به اجرا در
[١] . الكامل فى التاريخ ٣/ ٢٦٧.
[٢] . ارشاد ٢/ ٤٢، انساب الاشراف ٧٧، الفتوح ٥/ ٧٥، عوالم بحرانى ١٣/ ١٨٢.