پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٥ - ٤ عزم و اراده امت و روح مبارزهجويى
فرومايگى تن درداده و در جهت مبارزه با نفس خود عاجز و از رويارويى با زمامداران بيدادگرى كه امت را به دلخواه خود بازى مىدادند ناتوان بودند، به شدت تكان داد. حكّامى كه اعمال ننگين خود را همراه با حقهبازى و نفاق و گاهى توسط وعاظ دربارى و گاهى با زيركى و مهارت در مكر و حيله و در قالب دين، ارائه مىدادند.
مسلمانان، از قيام و نهضت امام حسين عليه السّلام آموختند كه نبايد تسليم دشمن شده و با آنان از در سازش درآمد، بلكه بايد فرياد برآورده و ديدگاه و خواسته خويش را در جهت يك زندگى برتر در سايه حكومتى قانونى و يا حداقل برخاسته از رضايت مردم، اعلان دارد.
از اينرو، شاهد به وجود آمدن جنبشهاى متعددى در تاريخ هستيم كه هرچند به موفقيّت چندانى دست نيافتند امّا بر حكومت ستمپيشه اموى شوريده و تا سرحد نابودى آن نظام پيش رفتند و با اينكه هريك اهدافى متفاوت از يكديگر داشتند ولى همه آنها از سرچشمه زلال قيام ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام الهام گرفته و يا از شرايط به وجود آمده از نهضت آن بزرگوار، بهره مىجستند از جمله: جنبش توّابين[١] كه واكنش مستقيم نهضت حسينى محسوب مىشد و جنبش[٢] مردم مدينه و قيام مختار ثقفى[٣] كه توانست جنايتكارانى را كه در به شهادت رساندن سرور آزادگان حسين بن على عليه السّلام شركت داشتند در ازاى اعمال ننگين و جنايات نفرتانگيزيشان به محاكمه كشانده و كيفر نمايد. سپس جنبش مطرف بن مغيره و قيام ابن اشعث و قيام زيد بن على بن حسين عليه السّلام[٤] و شورش ابو سرايا[٥] را مىتوان نام برد.
[١] . تاريخ طبرى ٤/ ٤٢٦، ٤٤٩.
[٢] . همان ٤/ ٤٦٤.
[٣] . همان ٤/ ٤٨٤.
[٤] . مقاتل الطالبيين ١٣٥.
[٥] . همان/ ٥٢٣.