پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١١ - نامه امام عليه السلام به سران بصره
نامه امام عليه السّلام به سران بصره
به گفته مورخان: امام حسين عليه السّلام پس از آنكه تصميم گرفت رهسپار عراق گردد، نامهاى به سران و بزرگان بصره نوشت كه در آن آمده بود:[١]
اما بعد؛ خداى متعال حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله را از ميان مردم برگزيد و با نبوتش به وى كرامت بخشيد و او را به رسالتش برگزيد و پس از آنكه بندگان الهى را پند و موعظه داده و احكام خدا را به آنها رساند. او را به پيشگاه خود فراخواند (قبض روح نمود) و ما خاندان، اوليا و اوصيا و وارثان وى و از همه مردم نسبت به مقام و جايگاه وى سزاوارتر بوديم، ولى قبيله ما اين حق را از ما ستانده و به خود اختصاص دادند و ما براى حفظ وحدت و آسايش مردم، ناگزير بدان تن درداديم، در صورتى كه به خوبى مىدانيم ما بيش از كسانى كه زمام امور را به دست گرفتهاند شايستگى اين مقام را داريم، اكنون پيك خود را همراه اين نامه به سوى شما مىفرستم و شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش فرامىخوانم، زيرا سنّت، كاملا از ميان رفته و بدعت زنده شده است، اگر به سخنم گوش فرادهيد، شما را به راه سعادت و خوشبختى رهنمون خواهم شد.
امام عليه السّلام تعدادى نسخه از اين نامه را توسط غلام خود سليمان ابو رزين، به هريك از شخصيتهايى نظير: مالك بن مسمع بكرى، احنف بن قيس، منذر بن جارود، مسعود بن عمرو، قيس بن هيثم، عمرو بن عبيد بن معمر و يزيد بن مسعود نهشلى فرستاد و جز احنف بن قيس و يزيد بن مسعود، كسى به نامه آن حضرت پاسخ مثبت نداد. منذر بن جارود فرستاده حضرت را به ابن زياد- كه در آن زمان فرمانرواى بصره بود- تحويل داد و او همان شبى كه صبح آن از كوفه
[١] . مقتل مقرم/ ١٥٩- ١٦٠، تاريخ طبرى ٤/ ٢٦٦، اعيان الشيعه ١/ ٥٩٠.