پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٢ - سخنان امام عليه السلام به هنگام وداع مكه
غزواتش چنين مىكرد و ميان همسران خويش قرعه مىانداخت و آنان را با خود مىبرد، ولى در مورد وجود مقدس ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام همراه بردن اعضاى خانوادهاش نوعى اتمام حجت قوى بر مسلمانان در جهت يارى كردن آن حضرت تلقى مىشد و معنايش اين بود كه اگر دوستدار حسين عليه السّلام به شمار مىآيند و سعى در يارى و دفاع از آن بزرگوار دارند، اكنون كه ميان خانوادهاش قرار دارد، سزاوارتر به يارى و كمك است، هرچند با شخص آن حضرت مخالفت داشته باشند، ولى زن و فرزند او كه دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند، گناهى مرتكب نشدهاند، به ويژه كه به ادعاى امويان، اختلاف تنها بر سر خلافت بوده است.
٣. به گفته تاريخنگاران هنگامى كه امام حسين عليه السّلام تصميم گرفت، از مكه بيرون رود، خطابهاى ايراد كرد كه در آن آمده است:
«خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة، و ما اولهني الى أسلافي اشتياق يعقوب الى يوسف، و خيّر لي مصرع انا لاقيه، كأنّي بأوصالي تقطّعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلاء، فيملانّ منّى اكراشا جوفا و أجربة سغبا، لا محيص عن يوم خطّ بالقلم رضا اللّه رضانا اهل البيت، نصبر على بلائه و يوفيّنا أجور الصابرين، لن تشذّ عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لحمته و هي مجموعة له فى حظيرة القدس، تقّربهم عينه، و ينجز بهم وعده، من كان باذلا فينا مهجته و موطّنا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا، فانّي راحل مصبحا ان شاء اللّه تعالى»؛[١]
اى همراهان! مرگ و رخت بربستن از اين دنياى ناپايدار، براى فرزندان آدم چونان
[١] . احقاق الحق ١١/ ٥٩٨، كشف الغمه ٢/ ٢٠٤.