پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩١ - خرد و دانش و شناخت
خدايا! هرچه در آثارت جستجو كنم از تو دورتر مىشوم، به من توفيق انجام وظيفهاى ده كه مرا به تو برساند و نزديك سازد، خدايا! تو چه زمانى از نظرها نهان شدى كه نياز به دليل داشته باشى؟ و كى از نظرها دور شدى تا آثارت ما را به تو نزديك كند؟ كور باد چشمى كه تو را نظارهگر خود نبيند و زيان مىبرد آنكس كه نصيبى از محبت تو نبرد.
د- «الهي امرت بالرجوع إلى الآثار فارجعني إليك بكسوة الأنوار و هداية الاستبصار حتّى ارجع اليك منها كما دخلت اليك منها مصون السّر عن النظر اليها و مرفوع الهمّة عن الاعتماد عليها»؛
خداى من! دستور دادى بندگانت در پديدههاى جهان هستى دقت و بررسى نمايند، اكنون مرا با انوار و بينايى به سوى خود فراخوان تا از آنها روگردان شده و به سوى تو متوجه شوم چنانكه نخستينبار از آن موجودات به وجود تو پى برده بودم و نيازى به نگريستن به سوى آنها نداشتم و همتم از اتكاى بر آن موجودات ناچيز فراتر بوده است.
ه- «منك اطلب الوصول إليك و بك استدل عليك فاهدني بنورك إليك و اقمني بصدق العبودية بين يديك»؛
رسيدن به خودت را از تو مىطلبم و به وسيله خودت به وجودت استدلال و استناد مىكنم. خدايا! به وسيله نور خود مرا به سوى خويش هدايت فرما و در پيشگاه خود بر صدق بندگى مقيم فرما.
و- «الهي علّمني من علمك المخزون و صنّي بسترك المصون. الهي حقّقني بحقائق اهل القرب ...»؛
خدايا! مرا از گنجينه علم و دانش خود بياموز و با صيانت خود محفوظم بدار، تا حقايق اهل معرفت و مقرّبان را به من بنمايانى ...