پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠١ - ٣ احترام به صلح امام حسن عليه السلام
مشروع تلقى مىشد، چنانكه تاريخ در كمال روشنى اين واقعيت را به اثبات رسانده است.
٣. احترام به صلح امام حسن عليه السّلام
عهد و پيمانى كه بين معاويه و امام حسن عليه السّلام برقرار شد، برگ برندهاى در دست معاويه بود كه براى هر جنبش فعال و مخالف مسندنشينى خود، آن را نمودار مىساخت. درست است كه اين عهد و پيمان قراردادى حقيقى تلقى نمىشد و مورد رضايت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام نبود و در شرايطى انجام پذيرفت كه ناگزير از تغيير و تبديل آن شرايط بودند، اما جامعه، باوجوداين عهد و پيمان پذيراى نهضت قيام ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام نمىشد، به فرض صحت اين قرارداد، معاويه با دشمنى كه در حق بزرگان شيعه و تعقيب و پيگرد آنان روا مىداشت، اين پيماننامه را نقض كرد و در سياست اقتصادى خويش، هيچگونه حقى را رعايت نكرد.
معاويه با پيشدستى، خواست در جهت عيبجويى از امام حسين عليه السّلام از اين پيماننامه بهره گرفته و امام عليه السّلام را نقضكننده پيماننامه قلمداد كند، به حضرت نوشت: خبرهايى از تو به من رسيده كه اگر راست باشد تصور مىكنم از آن چشم نپوشى. به خدا سوگند! كسى كه با خدا عهد و پيمان بسته باشد، به وفاى بدان عهد سزاوارتر است و سزاوارترين مردم در جهت وفاى به عهد افرادىاند كه در ارج و عظمت و شرف و منزلتى كه خداوند به تو ارزانى داشته، نظير تو باشند. به خود آى و به پيمان خدا وفا نما، زيرا هرگاه مرا مورد اعتراض قرار دهى، به تو اعتراض خواهم كرد و هرزمان در پى فريب من باشى به تو حيله و نيرنگ خواهم نمود، از خدا بترس و مسلمانان را دچار تفرقه و