پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٠ - ٥ كينهتوزى و دشمنى آشكار با پيامبر و اهل بيت عليهم السلام
را حرام كرده، هرگز ننوشيدهام[١].
در روايات متعددى سخن از رباخوارى معاويه به ميان آمده است، از جمله: معاويه ظرفى از طلا و يا ورق طلايى را به بيشتر از وزن آن فروخت.
ابودرداء به او گفت: از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه از فروختن چند چيز نهى فرمود مگر اينكه مثل به مثل باشند.
معاويه گفت: من در آن اشكالى نمىبينم.
ابودرداء به او گفت: چه كسى مرا از معاويه معذور مىدارد؟ شگفتا! من سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد وى مىآورم ولى او نظر خودش را به من مىگويد! من و تو هرگز در يك سرزمين گرد نياييم. سپس ابودرداء بر عمر بن خطاب وارد شد و ماجرا را به اطلاع وى رساند و عمر به معاويه نوشت: چنين چيزى را جز مثل به مثل و يا به هموزن آن مفروش[٢].
ملحق كردن زياد بن عبيد رومى به نسب خود بدون حجّت شرعى و اكتفا به گواهى ابو مريم خمّار كه خود نيز از نسب صحيح شرعى برخوردار نبود، از جمله مواردى است كه معاويه ارزشهاى اسلامى را به باد اهانت مىگرفت و با اين كار با سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود: «الولد للفراش و للعاهر الحجر»[٣]؛ فرزند از آن صاحب بستر (شوهر) است و زناكار بايد سنگسار شود، به مخالفت برخاست.
٥. كينهتوزى و دشمنى آشكار با پيامبر و اهل بيت عليهم السّلام
معاويه نسبت به نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله كينه مىورزيد، او در دوران خلافتش در
[١] . مسند احمد حنبل ٥/ ٣٤٧.
[٢] . سنن نسايى ٧/ ٢٧٩.
[٣] . ماجراى ملحق كردن زياد و علل و اسباب و آثار آن را در كتاب« حياة الامام الحسن بن على» ٢/ ١٧٤- ١٩٠ بيابيد.