پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٤ - در عصر دولت علوى
تغيير و تبديل قرار گرفته و با اجتهادات اشتباهشان آنها را دگرگون ساختهاند، كارى فوقالعاده دشوار است. به خوبى آگاه بود جامعهاى كه بر مبناى چنان اشتباهاتى رشد و نمو كرده باشد، سرانجام روزى در برابر آن حضرت قرار خواهد گرفت و با جديّت در جهت نبرد با او به فعاليت خواهد پرداخت و در مسير اجراى طرحهاى سياسى هدفمند امام براى پياده كردن عدالت و پايان دادن به ستم و بيداد، به كار شكنى و ايجاد مانع، خواهند پرداخت.
از سويى امير مؤمنان عليه السّلام با سوابق بىمانند خود در اسلام و درايت و تدبير سياسى و شايستگىهاى والاى رهبرى، نتوانست با انحرافى كه به كليه زواياى جامعه اسلامى راه يافته بود، برابرى كند و قادر نشد اين جامعه را به راه راست و عدالت واقعى و آشكار باز گرداند؛ زيرا مجموعههايى از منافقان و سودجويان و آنان كه در دل به خدا و رسولش بغض و كينه مىورزيدند، در مقابل حضرت قد علم كردند كه آن بزرگوار در خطبه شقشقيه خود، بر بيان اين معنا تأكيد نموده، آنجا كه فرمود:
وقتى زمام امور را بدست گرفتم، عدهاى بيعتشكنى كردند و دستهاى از دين خارج شدند و جمعى ديگر سر به طغيان برداشته، گويى اين افراد سخن خدا را نشنيدند كه مىفرمايد: (اين سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين برترى طلب نبوده و در پى فساد نيستند و پرهيزكاران از سرانجام نيك، برخوردارند.[١]) آرى! به خدا سوگند! كه اين آيه را شنيده و به خاطر سپرده بودند، ولى دنيا در چشم آنها زيبا جلوه كرد و زر و زيورش آنها را فريفت.[٢]
[١] . قصص ٨٣.
[٢] . نهج البلاغه خطبه شقشقيه.