پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٧ - علت عدم قيام امام حسين عليه السلام در دوران معاويه
معينى از مردم نيست و نه تنها جوانان بلكه كودكان و زنان و پيرمردان نيز در اين راستا نقشى بسزا دارند، برجستهترين الگو و نمونه را ارائه داد؛ و تأثير فورى آن در مردم كوفه پديدار شد و با اظهار ندامت و پشيمانى در پيشگاه امام و اسلام، احساس تقصير و كوتاهى نمودند و جنبش توابين در پى شورش مردم مدينه كه دو سال پس از حادثه كربلا رخ داد، شكل گرفت.
در واقع حادثه كربلا، تأكيدى حقيقى بر اين معنا بود كه رنج و دشوارىها نمىتواند مانعى براى ابراز سخن حق و تلاش در جهت حفظ و حراست آيين اسلام به شمار آيد. چنانكه روح ايثار و از خودگذشتگى را در دل مسلمانان غرس و اراده آنان را آزاد ساخت و به رويارويى با ستم و ستمپيشگان وا داشت و براى فرار از مسئوليت مبارزه و دفاع در راه عقيده و مقاومت و پايدارى در جهت اعتلاى كلمه حق، عذرى باقى نماند.
علت عدم قيام امام حسين عليه السّلام در دوران معاويه
رخدادهاى سياسى كه مسلمانان را پس از وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به اين سو و آنسو كشاند، بر آنان سخت دشوار آمد و در ايام تسلط معاويه بر شام و نبرد وى با امام على عليه السّلام و سرانجام مجبور ساختن امام حسن عليه السّلام در جهت برقرارى صلح با معاويه، به علل و اسبابى واقعى كه امت را فراگرفته بود، به اوج شدّت خود رسيد. ولى ملاحظه مىكنيم كه امام حسين عليه السّلام در موضع كاملا سازگار خود با موضع امام حسن عليه السّلام در قبال معاويه، حتى پس از شهادت برادر، نيز هيچگونه تغييرى نداد و قيام نكرد و اين عدم تغيير در راستاى باقى بودن همان علت و انگيزهاى كه امام حسن عليه السّلام را به پذيرش صلح واداشت، صورت پذيرفت. از جمله: