پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٢ - خيانت به مسلم بن عقيل
كه اكنون خداوند او را در دسترس تو قرار داده، او براى عيادت من بدينجا مىآيد، تو به پا خيز و خود را در اتاق انبارى منزل مخفى ساز، تا او مطمئن شود نزد من كسى نيست، سپس بيرون بيا و او را به قتل برسان و آنگاه به دارالاماره برو به مسند خلافت تكيه بزن و هيچيك از مردم در اين خصوص با تو مخالفت نخواهد كرد.
مسلم دريافت كه هانى از كشته شدن عبيد اللّه در خانهاش ناراضى است.
از اينرو، پيشنهاد شريك را پذيرا نشد و آنگاه كه عبيد اللّه از خانه هانى بيرون رفت، شريك با آه و حسرت گفت: چرا او را نكشتى؟
مسلم گفت: دو چيز سبب اين كار شد، يكى: ناراضى بودن هانى از اينكه عبيد اللّه در خانهاش كشته شود. دوم: سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد آوردم كه فرمود: «ان الايمان قيد الفتك لا يفتك مؤمن:[١] ايمان مانع قتل ناگهانى مىشود و شخص با ايمان كسى را از روى غفلت به قتل نمىرساند»
خيانت به مسلم بن عقيل
ابن زياد براى پايان دادن به حضور سياسى و فعاليتهايى كه با وجود مسلم بن عقيل، نسبت به حكومت بنى اميه خطر و تهديدى جدى تلقى مىشد، كليه ابزار و وسايل پست و ناجوانمردانه را به كار گرفت و به سرعت دست به كار شد، تا مسلم و تمام هوادارانش را پيش از رسيدن امام حسين عليه السّلام به كوفه، از سر راه بردارد و با اين كار بتواند قيام و نهضت حضرت را به شكست وادارد. از اينرو، براى جاسوسى از فعاليتها و يافتن مكان حضور
[١] . اخبار الطوال/ ١٨٧، مقاتل الطالبيين/ ٩٨، اعلام الورى ١/ ٤٢٨.