پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٢ - برخورد امام حسين عليه السلام با حر
مىدارند[١] و از سرنوشت خويش باخبر باشند. با فرارسيدن وقت سحر، امام عليه السّلام به يارانش فرمان داد آب فراوانى با خود برگيرند و به راه افتند.
برخورد امام حسين عليه السّلام با حرّ
امام حسين عليه السّلام كه به اتفاق باقيمانده ياران وفادار و اعضاى خاندان و عموزادگانش در حركت بود ناگهان در اثناء راه مشاهده كردند، از مسافت دور سياهىاى به سمت آنان مىآيد. برخى تصور مىكردند سياهى نخلهاست، ولى نه تنها درختان خرما نبود بلكه سياهى لشكريانى بود كه به سوى آنان پيش مىآمدند. ديرى نپاييد كه كاملا متوجه شدند سياهىاى كه به سمت آنان مىآمد، يك هزار سرباز ابن زياد هستند كه به دستور وى به فرماندهى حرّ بن يزيد رياحى براى بستن راه بر امام حسين عليه السّلام و بردن وى به مسير دلخواهشان، بدين سامان آمدهاند. هنگامى اين سپاه به كاروان امام حسين عليه السّلام نزديك شد حضرت از آنان پرسيد براى انجام چه كارى بدينجا آمدهاند؟
حرّ در پاسخ گفت: ما مأموريت داريم، شما را همراهى كرده و دست از شما برنداريم تا در بيابانى خشك و بىآب و علف و حصار، فرود آوريم و يا به حكومت يزيد و عبيد اللّه بن زياد تن در دهيد.[٢]
بين دو طرف گفتوگو و مشاجرهاى طولانى رخ داد كه در آن به نتيجه قطعى مورد رضايت دو طرف دست نيافتند و حرّ به امام حسين عليه السّلام رخصت نداد به حجاز بازگردد و يا راهى را كه به كوفه منتهى مىشد، ادامه دهد و امام
[١] . ارشاد ٢/ ٧٥- ٧٦، البداية و النهاية ٨/ ١٨٢، اعيان الشيعه ١/ ٥٩٥.
[٢] . تاريخ طبرى ٣/ ٣٥٥، مقتل خوارزمى ١/ ٢٢٩، البداية و النهاية ٨/ ١٨٦، بحار الانوار ٤٤/ ٣٧٥.