پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٠ - ١ دعوتى فرصتطلبانه و نقشهاى شيطانى
طرح و نقشه توطئهاى برآمد كه اين نقشه شوم پيامدهاى ناگوارى را براى مسلمانان به ارمغان آورد. او با اين كار در حقيقت دلّالى معاملهاى را انجام مىداد كه خود مالك آن نبود، مغيره با زمزمهاى آرام در گوش يزيد، وى را به جانشينى پدرش اميدوار و آن را برايش سهل جلوه داد و براى هموار كردن راه رسيدن به آن هدف، به او وعده همكارى داد، معاويه نيز با خود انديشيد كه شايد امكان اجراى چنين نقشه شيطانى از ناحيه مغيره وجود داشته باشد[١] از اينرو، با فريبكارى از او پرسيد: در اين راه چه كسى با من همكارى مىكند؟
مغيرة پاسخ داد: خودم از مردم كوفه و زياد نيز از اهالى بصره برايت بيعت خواهيم گرفت و پس از بيعت مردم اين دو شهر، حتى يك تن با تو مخالفت نخواهد كرد. بدين ترتيب، مغيره در معاملهاى دراز مدّت به سود و بهرهاى زود هنگام دست يافت و با تمام قدرت به كوفه بازگشت تا در اجراى اين طرح تلاش كند (و پس از انجام مأموريت) چنين اظهار داشت: پاى معاويه را در جايگاهى قرار دادم كه در طولانى مدت بر سر امّت محمد، قرار گيرد[٢]. ولى زياد بن ابيه، اين طرح و نقشه پليد را پذيرا نشد، شايد سبب آن فرومايگى و صفات پستى بود كه در شخصيت يزيد سراغ داشت كه او با دارا بودن چنين صفاتى از شايستگى زمامدارى مسلمانان برخوردار نبود بههرحال، اين طرح و نقشه آز و طمع برخى عناصر ديگرى از بنى اميه را نيز برانگيخت و هريك از مروان حكم و سعيد بن عثمان بن عفان براى تصدّى اين امر گردن فرازى كردند[٣].
[١] . الكامل فى التاريخ ٣/ ٢٤٩، تاريخ يعقوبى ٢/ ١٩٥، الامامة و السياسة ٢/ ١٦٢.
[٢] . الكامل فى التاريخ ٣/ ٢٤٩.
[٣] . وفيات الاعيان ٥/ ٣٨٩، الامامة و السياسة ١/ ١٨٢، تاريخ يعقوبى ٢/ ١٩٦.