درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٢ - دو رويكرد اسلام
و گفت: من زنى خانوادهدار از قريش را به همسرىِ تو در آوردهام. آن گاه تو، به خواسته او بىتوجّهى مىكنى و چنين و چنان مىكنى؟! سپس نزد پيامبر (ص) رفت و از من شكايت كرد. پيامبر (ص) در پى من فرستاد و من نزد ايشان رفتم. به من فرمود: «آيا روزها را روزه مىگيرى؟». گفتم: آرى. فرمود: «و شبها را به نماز مىگذرانى؟». گفتم: آرى. فرمود: «امّا من، گاهى روزه مىگيرم و گاهى نيز نمىگيرم. هم نماز مىخوانم و هم مىخوابم، و با زنان، همخوابگى مىكنم. پس، هر كه از سنّت من روى گردانَد، از من نيست».[١]
انس بن مالك، خادم پيامبر خدا (ص) نيز نقل مىكند كه گروهى از ياران پيامبر (ص)، از همسران پيامبر (ص) در باره رفتار ايشان در نهان پرسيدند. پس يكى از آنها گفت: من زن نمىگيرم. ديگرى گفت: من گوشت نمىخورم. و سومى گفت: من بر بستر نمىخوابم. خبر به پيامبر (ص) رسيد. آن گاه برخاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «عدّهاى را چه شده است كه چنين و چنان گفتهاند؟! ولى من شبها هم نماز مىخوانم و هم مىخوابم. روزها گاهى روزه مىگيرم و گاه مىخورم، و با زنان هم ازدواج مىكنم. پس هر كه از سنّت من روى گردانَد، از من نيست».[٢]
ابو موسى اشعرى مىگويد: زن عثمان بن مَظعون، نزد زنان پيامبر (ص) آمد. او را با سر و وضع نامرتّبى ديدند. پس گفتند: تو را چه مىشود؟ در ميان قريش، مردى ثروتمندتر از شوهر تو نيست! گفت: ما حظّى از او نمىبريم؛ روزش را روزهدار است و شبش را در عبادت. پيامبر (ص) كه آمد، همسرانش ماجرا را به ايشان گفتند. پيامبر (ص) به ديدن عثمان
[١].
زَوَّجَنِي أَبِي امرَأَةً مِن قُرَيشٍ، فَلَمَّا دَخَلَت عَلَيَّ جَعَلتُ لَا أَنحاشُ لَهَا مِمَّا بِي مِنَ القُوَّةِ عَلَى العِبَادَةِ مِنَ الصَّومِ وَالصَّلَاةِ، فَجاءَ عَمرُو بنُ العَاصِ إلَى كَنَّتِهِ حَتَّى دَخَلَ عَلَيهَا، فَقَالَ لَهَا: كَيفَ وَجَدتِ بَعلَكِ؟ قالَت خَيرُ الرِّجَالِ- أَو كَخَيرِ البُعُولَةِ مِنَ رَجُلٍ- لَم يُفَتِّشِ لَنَا كَنفَا وَ لَم يَعرِف لَنَا فِرَاشاً. فَأَقبَلَ عَلَيَّ، فَعَذَمَني وَ عَضَّنِي بِلِسَانِهِ فَقَالَ: أنكَحتُكَ امرَأَةً مِن قُرَيشٍ ذاتَ حَسَبٍ، فَعَضَلتَهَا وَ فَعَلتَ وفَعَلتَ؟! ثُمَّ انطَلَقَ إِلَى النَّبِيِّ( ص) فَشَكَانِي، فَأَرسَلَ إِلَيَّ النَّبِيُّ( ص) فَأَتَيتُهُ، فَقَالَ لِي: أتَصومُ النَّهَارَ؟ قُلتُ: نَعَم، قَالَ: وَ تَقوُمُ اللَّيلَ؟ قُلتُ: نَعَم، قَالَ: لَكِنِّي أَصُومُ وَ أُفطِرُ، وَ أُصَلِّي وَ أَنَامُ، وَأَ مَسُّ النِّسَاءَ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتِي فَلَيسَ مِنِّي ( مسند ابن حنبل، ج ٢، ص ٥٤٩، ح ٦٤٨٧).[٢].
إِنَّ نَفَراً مِن أَصحَابِ النَّبِيِّ( ص) سَأَلُوا أَزوَاجَ النَّبِيِّ( ص) عَن عَمَلِهِ فِي السِّرِّ. فَقَالَ بَعضُهُم: لَا أتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، وَ قَالَ بَعضُهُم: لَا آكُلُ اللَّحمَ، وَ قَالَ بَعضُهُم: لَا أنامُ عَلَى فِرَاشٍ. فَحَمِدَ اللّهَ وَ أَثنَى عَلَيهِ فَقَالَ: مَا بَالُ أَقوَامٍ قَالُوا كَذَا وكَذَا؟! لَكِنِّي أُصَلّي وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفطِرُ وَ أَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتِي فَلَيسَ مِنّي ( صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٠٢٠، ح ٥؛ صحيح البخارى، ج ٥، ص ١٩٤٩، ح ٤٧٧٦؛ سنن النسائى، ج ٦، ص ٦٠).