درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣١ - چهار/ ١ كرامت انسان
شرافت عجين شده است.[١] لذا قرآن در توصيف اشخاص باتقوا مىفرمايد:
(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (.
گرامىترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست. خداوند، دانا و آگاه است).
بر اين اساس، والاترين ارزش و شرافت با صفت «تقوا» مرتبط است كه خويشتندارى انسان است؛ چرا كه بالاترين ارزش در يك انسان تقواست كه او را از هر گونه لغزش و انحراف باز مىدارد. اين مطلب اثبات مىكند كه ميزان خويشتندارى، به ميزان دريافت احساس ارزشمندى افراد بستگى دارد.
ارزشمندى ذاتى آدمى، جوانب متعدّدى دارد. انسان به لحاظ اندام و مستوى القامه بودن، بهرهمندى از قوّه اختيار و تعقّل، داشتن تمايلات متعالى مانند حقيقتطلبى، احساس نيازمندى به خدا، درك زيبايى و ...، از تمام جانداران متمايز مىشود؛ امّا آنچه از فرهنگ قرآن مىفهميم، راز اصلى مقام بشر، استعداد خليفه الهى بودن اوست. در قرآن آمده كه انسان بعد از خلقتش تحت تعليم خداوند قرار گرفته و «اسماء الهى» به او آموخته شده است. از بيان علّامه طباطبايى در تفسير آيه خلافت[٢] فهميده مىشود كه اوّلًا راز خلافت، به تعليم علم اسماء برمىگردد. ثانياً دلايلى در خود قرآن اثبات مىكند كه خلافت منحصر در شخص ابو البشر (حضرت آدم (ع)) نبوده و همه انسانها شايستگى ذاتى و بالقوّه خلافت الهى را دارند.[٣] ثالثاً علمى كه از طرف خدا به انسان داده شده، مربوط به حقيقت امورى بوده كه از همه آسمانها و زمين و حتّى ملائكه پنهان بوده و فقط خداوند از آنها اطّلاع داشته است. شهيد استاد مطهّرى در باب كرامت نفس معتقد است كه اين كرامت و بزرگى، به خاطر احساس ارزشى است كه در مقابل خوددارى از برخى صفات پست و
[١]. همانجا.
[٢].( وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً؛[ به خاطر بياور] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين، جانشينى( نمايندهاى) قرار خواهم داد)( سوره بقره، آيه ٣٠).
[٣]. ترجمه الميزان، ج ١، ص ١٧٩- ١٨٠.