درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٥٥ - خلاصه بحث
راهبرد ياد كرديم. اگر افراد، داشتههاى پيدا و ناپيداى خود را بشناسند، دچار احساس محروميت نخواهند شد. شناخت داشتهها نيز به چند عامل بستگى دارد:
يكى، اصلاح تفسير فرد از معناى فقر و غناست كه موجب مىشود غنا و دارايى، فقط بُعد مادى نداشته باشد.
ديگرى اصلاح فهرستِ معيار براى ارزيابى فقر و غناست كه مبتنى بر اقدام نخست است و بر اساس آن، فرد، داراى فهرستى واقعى و متناسب با ماهيت انسان خواهد شد كه مجموع داشتههاى مادى و معنوى را در بردارد و در نتيجه، فرد- حتّى اگر فقير باشد- وقتى وضعيت خود را با آن فهرست ارزيابى مىكند، دچار احساس محروميت نخواهد شد.
سومى، اصلاح الگوى شناخت داشته است كه بر اساس آن، الگوى عينىگرا به الگوى جامع مادى- معنوى تغيير مىيابد و در نتيجه، فرد به داشتههاى ناپيداى خود نيز توجّه پيدا مىكند.
چهارمى، مديريت مقايسه و اصلاح الگوى مقايسه اجتماعى است كه بر اساس آن، مقايسه صعودى، جاى خود را به مقايسه نزولى مىدهد و در نتيجه، فرد، داشتههاى خود را مىيابد.
پنجمى، تنظيم آرزوهاست كه بر اساس آن، فرد از آرزوهاى دور و دراز خوددارى مىكند و آن را در حدّ معقول و منطقى آن، نگه مىدارد و در نتيجه، از احساس محروميت جلوگيرى مىكند.
با استفاده از اين روشها، فرد مىتواند احساس محروميت را مهار كند و زمينه نارضايتى را از بين ببرد. در اين صورت، ديگر نيازى به مواد مخدّر به عنوان عامل تسكين و فراموشى درد وجود نخواهد داشت.