درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٤ - يك روش تنظيم رغبت(زهد)
مورد توجّه قرار گرفته است. لذا زهد و رغبت در برابر هم به كار رفتهاند.[١]
زهد از عناصر مهم در پيشگيرى از اعتياد است و اگر زهد يا بىرغبتى به دنيا در فرد به وجود آيد، نه دچار حسرت در ناخوشايندىها مىگردد و نه دچار مستى در خوشايندىها. اين بدان جهت است كه فرد زاهد، «وابسته» نيست و از قيد و بند دنيا «آزاد» است. از اين رو در كش و قوس زندگى، دچار نوسانات روانى سخت نمىگردد و به همين جهت است كه انگيزه گرايش به اعتياد در فرد به وجود نمىآيد. در قرآن كريم از اين حالت روانى مثبت، با عبارت (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ)[٢] ياد شده و در روايات، آن را محصول زهد دانستهاند.[٣]
در روايات تصريح شده كه زهد و بىرغبتى به دنيا موجب مىشود كه نه گرفتارىها او را دچار حسرت و افسوس سازد، و نه نعمتها و بهرههاى دنيايى او را دچار فَرَح و بدمستى سازد.[٤]
زهد، نه تنها موجب كنترل واكنشهاى منفى مىگردد، بلكه پس از آن، موجب واكنش مثبت نيز مىگردد. به همين جهت، زاهد اگر در هر نوع گرفتارىاى باشد، سپاسگزار است و اگر در رفاه باشد، شگرگزار.[٥] بنا بر اين، زهد، حالتى را براى فرد به وجود مىآورد كه او
[١]. امام على( ع):
زُهدُكَ في راغِبٍ فيكَ نُقصانُ حَظٍّ، ورَغبَتُكَ في زاهِدٍ فيكَ ذُلُّ نَفسٍ. امام صادق( ع)- في ذِكرِ جُنودِ العَقلِ وَالجَهلِ-: الزُّهدُ وضِدُّهُ الرَّغبَةُ ( همان، ص ٤٠ ح ٨٠١ و ٨٠٢).[٢]. سوره حديد، آيه ٢٣.
[٣]. در كتاب الامالى صدوق به نقل از حفص بن غياث آمده كه چنين روايت ميكند:
قُلتُ لِلصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ( ع): مَا الزُّهدُ فِي الدُّنيا؟ فَقالَ: قَد حَدَّ الله ذلِكَ في كِتابِهِ، فَقالَ: ( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ)؛ به امام صادق( ع) گفتم: زهد به دنيا چيست؟ فرمود:« خداوند آن را در كتابش تعريف كرده است:( تا بر آنچه از دست شما مىرود، افسوس نخوريد و براى آنچه به شما مىدهد، شادمان نشويد)( الأمالى، صدوق، ص ٧١٤، ح ٩٨٤؛ تفسيرالقمّى، ج ٢، ص ١٤٦؛ مشكاه الأنوار، ص ٢٠٨، ح ٥٦٥).[٤]. امام على( ع):
الزُّهدُ كُلُّهُ بَينَ كَلِمَتَينِ مِنَ القُرآن، قالَ اللّه سُبحانَه:( لِكَيْلَا تَأْسَوْاْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُواْ بِمَا ءَاتَاكُمْ)، ومَن لَم يَأسَ عَلَى الماضي ولَم يَفرَح بِالآتي فَقَد أخَذَ الزُّهدَ بِطَرَفَيهِ ( نهجالبلاغه، حكمت ٤٣٩؛ مشكاه الأنوار، ص ٢٠٧، ح ٥٦٣؛ روضه الواعظين، ص ٤٧٥).[٥]. امام على( ع):
إن أمسى عَلى عُسرٍ حَمِدَ اللهَ، وإن أصبَحَ عَلى يُسرٍ شَكَرَ الله، فَهُوَ الزّاهِدُ؛ اگر در سختى و تنگدستى بام خود را به شام رسانْد، حمد خدا را به جاى آورد، و اگر در آسايش و رفاه، شام خويش را به بام رسانْد، شكر خداى را بگزارد. چنين كسى زاهد است( همان، ص ٥٤، ح ٨٣٥). در كلام ديگرى نيز ميفرمايد: الزاهدون في الدنيا ... إن أصابهم يسر شكروا، وإن أصابهم عسر صبروا؛ دنياگريزان، مردمى هستند كه ... هرگاه آسايشى به آنان رسد، شكر مىكنند و چون به سختى درافتند، شكيبايى مىورزند.( مستدر ك الوسائل، ج ١٢ ص ٤٤.