درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٥٨ - ١ نشاطجويى، عامل گرايش به اعتياد
اين گروه به عنوان مردانى بدون بصيرت توصيف شدهاند كه رفتارهاى بدون تدبير و بدون دورانديشى انجام مىدهند و صرفاً به طور ناهشيار به دنبال فرار از موقعيتهاى شكست و ناكامى روانىاند.[١]
گريوز تأكيد دارد كه افراد معتاد، توانايى خلق شادى طبيعى را از دست دادهاند و سعى دارند از مواد به عنوان وسيلهاى براى سرخوشى استفاده نمايند. بر همين اساس، وى تأكيد مىكند كه با برنامههاى سختگيرانه و تحميل رياضت، مخالف است و معتقد است كه بايد به افراد معتاد، آموزش داده شود تا توجّه خود را از خاصيت شادىآور مواد به چيز ديگرى جلب كنند و از اثرات اضطرابآور آن خلاص شوند.[٢]
همچنين در مورد مصرفكنندگان كوكايين نيز گفته شده كه آنها مردانى جاهطلب و به شدّت رقابتجو هستند كه براى موفّقشدن، سخت كار مىكنند، خطركردن را دوست دارند و در زندگى از هوش خود استفاده مىكنند. اين گروه، از هر پديده منجر به افزايش نشاط و شادابى استقبال مىكنند. آنها آماده نشاندادن علائم بيگانگى از روانشان هستند و خود را مردانى پرانرژى، خودرهبر و متّكى به خود و مغرور مىدانند و با كمال، زندگى مىكنند. به علاوه گزارش دادهاند كه مواد، حالات روانشناختى موقّتى در آنها ايجاد مىكند كه چنان جذّاب است كه به نظرشان مىرسد زندگى و رضايتمندى كامل در اختيار آنهاست، هرچند لحظهاى باشد، اين تصوّر براى مصرفكنندگان بسيار نشاطبخش است.[٣]
آيا اسلام، با تجربه شادى و نشاط موافق است؟ آيا در اسلام، الگوى زندگى با نشاط توصيهشده است؟ بر فرض پذيرش، چه عوامل بنيادينى براى ايجاد شادى و نهايتاً شادكامى در سبك زندگى اسلامى وجود دارد كه مىتواند نياز به شادى و نشاط افراد را تأمين كند؟
[١]. نظريههاى سوء مصرف مواد.
[٢]. همان، ص ٦٣.
[٣]. همان، ص ١٠٥.