درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٣ - ب داشتهشناسى، راهبرد شكرگزارى
جاى آوريم، نعمت مىشود و اگر كفران نماييم، نقمت مىگردد![١]
بنا بر اين آنچه نعمت را سودمند مىگرداند، سپاسگزارى فرد است. بديهى است زمانى نعمت، باعث احساس دارايى و رضايت خاطر صاحبش خواهد شد كه فرد ياد شده، به مرحله شكر رسيده باشد. در غير اين صورت، چه بسا نعمت موجود، به فراموشى سپرده شود و در فرد صاحب نعمت، توقع بىدليلى بر تمايل بر انتقال به سطح بالاترى از بهرمندى ايجاد كند. امّا از آن جا كه به دلايل متعددى (مانند محدوديت دنياى مادى) اين امر هميشه ميسّر نيست، فرد ناسپاس اغلب از داشتههاى خود غافل و از وضع موجود، ناراضى خواهد بود.
ب. داشتهشناسى، راهبرد شكرگزارى
بر اساس آنچه گذشت، روشن شد كه روش شُكر و سپاسگزارى مىتواند موجب احساس برخوردارى گردد و در نتيجه، رضامندى را به وجود آورد[٢] و از اين راه مىتوان اين عامل از گرايش به اعتياد (احساس محروميت) را مهار كرد؛ امّا سؤال اين است كه چگونه مىتوان حسّ سپاس را به وجود آورد؟ خليل، شُكر را به معناى احسانشناسى و انتشار دادن آن ميان مردم و سپاس از دهنده آن دانسته است.[٣]
ابن فارس، معتقد است كه شُكر، سپاسگويى از كسى به خاطر كار نيكى است كه در حقّ انسان انجام داده است.[٤] همان گونه كه روشن است، از ديدگاه اين لغتشناسان و ديگران،[٥] شُكر، واكنشى به احسان و انعام طرف مقابل است. لذا شُكر، مربوط به داشتهها
[١]. همان، ج ٨، ص ٢.
[٢]. ر. ك: مبانى و عوامل شادكامى در اسلام، فصل سوم.
[٣]. الشكر: عرفان الاحسان و نشره وحمد موليه( العين، ج ٥، ص ٢٩٢).
[٤]. الشكر: الثَّنَاءِ عَلَى الإِنْسَانِ بِمَعْرُوفٍ يُولِيكَهُ( معجم مقاييس اللغه، ج ٣، ص ٢٠٧).
[٥]. وَقَالَ الْمُنَاوِيُّ: الشُّكْرُ شُكْرَانِ: الأَوَّلُ شُكْرٌ بِاللِّسَانِ وَهُوَ الثَّنَاءُ عَلَى الْمُنْعِمِ، وَالآخَرُ: شُكْرٌ بِجَميعِ الْجَوَارِحِ، وَهُوَ مُكَافَأَةُ النِّعْمَةِ بِقَدْرِ الاسْتِحْقَاقِ، وَالشَّكُورُ البَاذِلُ وُسْعَهُ فِي أَدَاءِ الشُّكْرِ بِقَلْبِهِ وَلِسَانِهِ وَجَوَارِحِهِ اعْتِقَاداً وَاعْتِرَافاً( التوقيف على مهمات التعاريف، ص ٢٠٦- ٢٠٧).
ابن قيِّم: الشُّكْرُ ظُهُورُ أَثَرِ نِعْمَةِالله عَلَى لِسَانِ عَبْدِهِ: ثَنَاءً وَاعْتِرَافاً، وَعَلَى قَلْبِهِ شُهُوداً وَمَحَبَّةً، وَعَلَى جَوَارِحِهِ انْقِيَاداً وَطَاعَةً( مدارج السالكين، ابن القيم، ج ٢، ص ٢٤٤). وَقِيلَ: هُوَ الاعْتِرَافُ بِنِعْمَةِ الْمُنْعِمِ عَلَى وَجْهِ الْخُضُوعِ( بصائر ذوى التمييز، ج ٣، ص ٣٣٩).