درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٢ - سه باور و انتخاب صحيح «خدا - تكيهگاهى»
هر كس به او سه چيز عطا شود، از سه چيز محروم نمىماند: ... به هر كه توكّل داده شود، بسندگى داده شود. سپس فرمود: آيا كتاب خداوند عزّ و جلّ را تلاوت كردهاى: (و هر كه به خدا توكّل كند، او براى وى بس است؟).
لقمان حكيم به فرزندش مىگويد كه: چه كسى به خداوند توكّل نمود و خدا او را به غير خود واگذار كرد[١] و امورش را كفايت ننمود؟![٢]
نكتهاى كه نبايد فراموش شود، اين كه اين بسندگى، هر دو موقعيت خوشايند و ناخوشايند را شامل مىشود و نشان مىدهد كه توكّل، در هر دو موقعيت، كارايى دارد. به همين جهت، معصومان (عليهم السلام) در همه امور به خداوند متعال توكّل مىكردهاند. امام على (ع) به فرزندش محمّد بن حنفيه توصيه مىكند كه در همه امور به خدا توكّل كند.[٣] نتيجه اين توكّل نيز سرور و شادمانى براى فرد است. امام على (ع) مىفرمايد:
من وثق بالله أراه السرور ومن توكل عليه كفاه الامور.[٤]
كسى كه به خدا اعتماد كند، شادى را به وى نشان مىدهد، و كسى كه بر او توكّل كند، امورش را كفايت مىنمايد.
بيان شد كه وكالت و كفايت خداوند متعال بر همه امور و در همه كارها جريان دارد؛ امّا امور زندگى در مقام عمل، به دو بخش «خير» و «شر/ ضُرّ» تقسيم مىشوند. از اين رو، اختيار خير و شر عالم به دست خداوند متعال است (وكالت) و همو مىتواند مطلوب انسان در هر دو موقعيت را تأمين كند (كفايت). اين يك واقعيت در عالم آفرينش است. از طرف ديگر، انسان قرار دارد كه خواستار كسب خير و دفع شر است. بنا بر اين، براى برطرف كردن شر و ناخوشايندى، و براى كسب خير و خوشايندى، راهى جز توكّل بر
[١].
يا بني من ذا الذي توكل علي الله فوكله الي غيره ( الاختصاص، ص ٢٣٧).[٢]. پيامبر خدا( ص):
قال لقمان لابنه وهو يعظه: يا بني ... من ذا الذي توكل علي الله فلم يكفه؟ ( بحار الأنوار، ج ١٣، ص ٤٣٣، ح ٢٥).[٣]. امام على( ع)-
في وَصِيَّتِهِ لِوَلَدِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِيَّةِ-: وألجِئ نَفسَكَ فِي الامورِ كُلِّها إلَى الله الواحِدِ القَهّارِ؛ فَإِنَّكَ تُلجِئُها إلى كَهفٍ حَصينٍ وحِرزٍ حَريزٍ ومانِعٍ عَزيزٍ. وأخلِصِ المَسأَلَةَ لِرَبِّكَ؛ فَإِنَّ بِيَدِهِ الخَيرَ وَالشَّرَّ وَالإِعطاءَ وَالمَنعَ وَالصِّلَةَ وَالحِرمانَ ( كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٨٦، ح ٥٨٣٤؛ نهج البلاغه، نامه ٣١).[٤]. بحار الأنوار، ج ٧١، ص ١٥١.