نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥١
٤٦٠- بردبارى و خونسردى (در برابر حوادث) فرزندان دو قلويى هستند كه از همّت بلند متولّد شدهاند.
٤٦١- غيبت، آخرين كوشش شخص ناتوان است.
٤٦٢- بسيارند كسانى كه به خاطر تعريف و تمجيد فريب مىخورند.
٤٦٣- دنيا براى غيرش آفريده شده نه براى خودش (اشاره به اين كه هدف از آفرينش اين جهان تكامل و آمادگى براى زيستن در آن جهان است).
٤٦٤- بنىاميّه زمان معيّنى مهلت دارند تا به تاخت و تاز خود در آن مشغول باشند و همين كه بين آنها اختلاف افتاد دشمنان كفتار صفتشان آنها را فريب مىدهند و بر آنان پيروز مىگردند.
شريف رضى رحمه الله مىگويد: «مرود» (بر وزن منبر) از مادّه «ارواد» به معناى مهلت است و اين از فصيحترين تعبيرات است. گويا امام عليه السلام مهلتى را كه آنها براى حكومت دارند، تشبيه به ميدان مسابقه كرده كه مسابقه دهندگان با نظم و ترتيب در يك مسير به سوى هدفى پيش مىروند، امّا هنگامى كه به هدف رسيدند نظام آنها به هم مىخورد.
٤٦٥- امام عليه السلام در مدح و ستايش انصار فرموده است: به خدا سوگند آنها اسلام را همچون فرزند در دامانشان پرورش دادند، با دستهاى گشاده و پرسخاوت و زبانهاى گويا و منطق كوبنده، با اين كه نياز مادّى به آن نداشتند.
٤٦٦- چشم، حافظ نشيمنگاه است (اشاره به اين كه هنگامى كه انسان به خواب مىرود وضوى او باطل مىشود).
شريف رضى رحمه الله مىگويد: اين از استعارات شگفتانگيز است. امام نشيمنگاه را به مشك، تشبيه كرده و چشم را به بندى كه سر مشك را به وسيله آن مىبندند، كه هرگاه بند را رها كنند مشك نمىتواند آنچه در آن است نگه دارد. مشهور اين است كه اين سخن از پيامبر صلى الله عليه و آله است ولى عدّهاى آن را از اميرمؤمنان نقل كردهاند، اين را «مبرد» در كتاب «مقتضب» در باب اللفظ بالحروف آورده. و ما در كتاب «مجازات آثار النبويّه» درباره اين استعاره سخن گفتهايم.
٤٦٧- امام عليه السلام در ضمن يكى از سخنانش فرمود: سرپرستى (الهى)، بر آنها حكومت كرد، حق را برپا داشت و خود بر جاده حق گام بر مىداشت تا آن جا كه دين گلوگاه خود را بر زمين نهاد (اشاره به قيام پيامبر صلى الله عليه و آله و قدرت و سيطره اسلام است، زيرا اين تعبير معمولًا درباره شتر به هنگام استراحت گفته مىشود كه پس از رسيدن به مقصد مىخوابد و گردن خود را بر زمين مىنهد).
٤٦٨-/ زمانى در پيش است بسيار سخت و گزنده كه ثروتمندان بر آنچه در دست دارند دندان مىفشارند، در حالى كه چنين دستورى به آنها داده نشده است. خداوند سبحان مىفرمايد:
«احسان و بخشش بين خود را فراموش نكنيد». [١] در آن زمان اشرار و بدان را بلند مرتبه و نيكان را خوار مىكنند و مردم بينوا، هستى خود را از روى اضطرار به قيمت كم مىفروشند و متمكّنان از آنها مىخرند، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از چنين معاملهاى نهى كرده است.
[١]. سوره بقره، آيه ٢٣٧.