نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤٥ - بر «صبر»، «يقين»، «عدالت» و «جهاد»؛
و از روى اطاعت خدا هجرت كرد. و به زندگى ساده قناعت نمود، و از خدا خشنود و در تمام دوران زندگى مجاهد بود.
٤٤- خوشا به حال كسى كه به ياد معاد باشد، و براى روز حساب عمل كند، و به مقدار كفايت قناعت نمايد، و از خدا راضى باشد.
٤٥- اگر با اين شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه مرا دشمن بدارد، دشمن نخواهد داشت، و اگر تمام دنيا را در گلوى منافق بريزم كه مرا دوست بدارد؛ دوست نخواهد داشت!
و اين به خاطر آن است كه مقدّر شده و بر زبان پيامبر امّى (درس نخوانده) گذشته كه فرمود: «اى على! هيچ مؤمنى تو را دشمن نمىدارد و هيچ منافقى تو را دوست نخواهد داشت»!
٤٦- كار بدى كه تو را ناراحت (و پشيمان) مىسازد، نزد خدا بهتر از كار نيكى است كه تو را مغرور مىسازد!
٤٧- ارزش و مقام هركس به اندازه همّت اوست، و صداقت هركس به اندازه شخصيّت و جوانمردى اوست، و شجاعت هركس به اندازه زهد و بى اعتنايى او (به ارزشهاى مادّى) است، و عفّت هركس به اندازه غيرت اوست.
٤٨- پيروزى در پرتو تدبير و احتياط است، و تدبير و احتياط به تفكّر است، و تفكّر صحيح به نگهدارى اسرار است.
٤٩- بپرهيزيد از حمله بزرگوار، به هنگام نياز و گرسنگى، و از حمله انسان پست به هنگام سيرى.
٥٠- دلهاى انسانها همچون حيوانات وحشى است، هركس از راه محبّت وارد شود، با او الفت مىگيرند.
٥١- عيب تو پنهان است مادامى كه دنيا رو به سوى توست.
٥٢- شايستهترين مردم به عفو قادرترين آنها به مجازات است.
٥٣- سخاوت آن است كه ابتدايى (و بدون درخواست) باشد و امّا آنچه در برابر تقاضا داده مىشود، از روى حيا و براى دفع مذمّت است.
٥٤- هيچ «ثروتى» چون «عقل» و هيچ «فقرى» چون «جهل»، هيچ «ميراثى» چون «ادب» نيست، و هيچ «پشتيبانى» چون «مشورت» نخواهد بود.
٥٥- «صبر» بر دو گونه است: صبر در انجام كار خوبى كه دوست ندارى، و صبر بر ترك كار بدى كه دوست دارى.