نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٥ - نامه ٥٣
سزاوار است به آنها كه بيشتر مورد احسان تو قرار گرفته و در آزمونها سرافراز شدهاند، خوشبينتر باشى و به عكس آنها كه مورد بدرفتارى تو واقع شده و امتحان خوبى ندادهاند بدبينتر.
هرگز سنّت پسنديدهاى را كه پيشوايان اين امّت به آن عمل كردهاند، و ملّت اسلام به آن انس و الفت گرفته و امور رعيت به وسيله آن اصلاح مىگردد، نقض مكن! و نيز سنّت و روشى كه به اين سنّتهاى گذشته زيان وارد مىسازد احداث منما كه اجر، براى كسى خواهد بود كه آن سنّتها را برقرار كرده و گناهش بر تو كه آنها را نقض نمودهاى.
با دانشمندان زياد به گفتگو بنشين و با حكما و انديشمندان نيز بسيار به بحث بپرداز، اين گفتگوها و بحثها بايد درباره امورى باشد كه به وسيله آن وضع كشورت را اصلاح مىكنى و آنچه پيش از تو موجب قوام كار مردم بوده برقرار مىگردد.
(اى مالك) بدان! مردم از گروههاى مختلف تشكيل يافتهاند كه هركدام جز به وسيله ديگرى اصلاح و تكميل نمىشوند و هيچ كدام از ديگرى بى نياز نيستند. (اين گروهها عبارتند) از:
«لشكريان خدا»، «نويسندگان عمومى و خصوصى»، «قضات عادل و دادگستر»، «عاملان انصاف و مدارايى» (انتظامات داخلى)، «اهل جزيه و ماليات» اعم از كسانى كه در پناه اسلامند و يا مسلمانند و «تجّار و صنعتگران» و بالاخره «قشر پايين جامعه» يعنى نيازمندان و مستمندان، براى هركدام از اين گروهها خداوند سهمى را مقرّر داشته و در كتاب خدا يا سنّت پيامبر كه به صورت عهد در نزد ما محفوظ است، اين سهم را مشخّص و معيّن ساخته است.
اما «سپاهيان» با اذن پروردگار حافظان و پناهگاه رعيت، زينت زمامداران، عزّت و شوكت دين و راههاى امنيّتند. قوام رعيت جز به وسيله اينان ممكن نيست. از طرفى برقرارى سپاه جز به وسيله خراج (ماليات اسلامى) امكانپذير نمىباشد، زيرا با خراج براى جهاد با دشمن تقويت مىشوند و براى اصلاح خود به آن تكيه مىنمايند، و با آن رفع نيازمنديهاى خويش را مىكنند. سپس اين دو گروه (سپاهيان و ماليات دهندگان) جز با گروه سوّم قوام و پايدارى نمىپذيرند و آنها عبارتند از:
«قضات» و «كارگزاران دولت» و منشىها، زيرا آنها قرار دادها و معاملات را استحكام مىبخشند، و مالياتها را جمع آورى مىكنند، و در ضبط امور خصوصى و عمومى مورد اعتماد و اطمينان هستند، و اين گروهها بدون «تجّار» و «پيشهوران» و «صنعتگرن» قوامى ندارند،