نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥ - خطبه ١٩٣
آنان خويش را متّهم مىسازند و از كردار خود خوفناكند. هر گاه يكى از آنها ستوده شود، از آنچه دربارهاش گفته شده، در هراس مىافتد و مىگويد: من از ديگران نسبت به خود آگاهترم! و پروردگارم به اعمالم از من آگاهتر است.
(مىگويد:) بار پروردگارا! مرا در مورد گناهانى كه به من نسبت مىدهند مؤاخذه مفرما! و از نيكى هايى كه درباره من گمان مىبرند برتر قرار ده! و گناهانى را كه نمىدانند بيامرز!
از نشانههاى آنان اين است: در دين نيرومند، نرمخو و دورانديش، با ايمانى مملوّ از يقين، حريص در كسب دانش و داراى علم توأم با حلم، ميانه رو در حال غنا، در عبادت خاشع، در عين تهيدستى آراسته، در شدايد بردبار، طالب حلال، در راه هدايت با نشاط و از طمع دور است، اعمال نيك را انجام مىدهد امّا باز هم ترسان است، روز را شام مىسازد و همّش سپاسگزارى است، شب را به روز مىآورد و تمام فكرش ياد خداست، مىخوابد امّا ترسان است و بر مىخيزد در حالى كه شادمان است، ترس او از غفلت و شادمانى او به خاطر فضل و رحمتى است كه به او رسيده؛ هر گاه نفس او در انجام وظايفى كه خوش ندارد، سركشى كند او هم از آنچه دوست دارد محرومش مىسازد.
روشنى چشمش در چيزى است كه زوال در آن راه ندارد و بى علاقگى و زهدش در چيزى است كه باقى نمىماند، علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با كردار هماهنگ ساخته؛ آرزويش را نزديك، لغزشش را كم، قلبش را خاشع، نفسش را قانع، خوراكش را اندك، امورش را آسان، دينش را محفوظ و شهوتش را مرده مىبينى و خشمش را فرو خورده است. همگان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند، اگر در ميان غافلان باشد جزء ذاكران محسوب مىگردد و اگر در ميان ذاكران باشد جزء غافلان محسوب نمىشود.
ستمكار (پشيمان) را مىبخشد و به آن كه محرومش ساخته عطا مىكند؛ با آن كس كه پيوندش را قطع كرده مىپيوندد، از گفتار زشت و ناسزا بر كنار است، گفته هايش نرم، بديهايش پنهان و نيكيهايش آشكار است. نيكىهايش رو كرده و شرّش رخ بر تافته است. در شدايد و مشكلات خونسرد و آرام، در برابر ناگواريها شكيبا و بردبار و در موقع نعمت و راحتى سپاسگزار است، نسبت به كسى كه دشمنى دارد ظلم نمىكند و به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه نمىشود. پيش از آن كه شاهد و گواهى بر ضدّش اقامه شود خود به حق اعتراف مىكند، آنچه را به او سپردهاند ضايع نمىكند و آنچه را به او تذكّر دادهاند به فراموشى نمىسپارد، مردمرا با نامهاى زشت نمىخواند، به همسايههازيان نمىرساند، مصيبت زده را شماتت نمىكند، در محيط باطل وارد نمىگردد و از دايره حق بيرون نمىرود، اگرسكوت كند سكوتش وى را مغموم نمىسازد و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمىشود، اگر به او ستمى (از دوستان) شود، صبر مىكند