نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - اللَّه الواحد
خطبه ١٨٢
از «نوف بكالى» نقل شده كه اميرمؤمنان عليه السلام در «كوفه» بر روى سنگهايى كه «جعدةبن هبيره مخزومى» برايش نصب كرده بود ايستاد و اين خطبه را ايراد فرمود؛ در حالى كه امام پيراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشيرش را با بندى از ليف خرما حمايل نموده و در پاهايش كفشى از ليف خرما بود و پيشانيش از اثر سجده پينه بسته بود.
در اين خطبه چنين فرمود:
ستايش خداوند
ستايش مخصوص خداوندى است كه سرانجام خلقت و عواقب امور به او منتهى مىگردد، او را بر احسان عظيمش و برهان روشنش و فراوانى فضل و منّتش مىستاييم؛ ستايشى كه حقّش را ادا كند و سپاس شايسته او را به جا آورد، به ثوابش ما را نزديك سازد و موجب ازدياد نيكى و احسان او گردد و از او استعانت مىطلبيم، استعانت كسى كه به فضل پروردگار اميدوار است، به سودش آرزومند و از عدم زيانش مطمئن و به قدرت او معترف و با گفتار و كردار به او معتقد است. به او ايمان داريم ايمان كسى كه با يقين كامل به او اميدوار است و با اعتقاد خالص به او متوجّه و با ايمانى پاك در برابرش خضوع مىكند و مخلصانه به توحيد او عقيده دارد، با تمجيد فراوان به بزرگداشت او مىپردازد و با رغبت و كوشش بسيار به او پناهنده مىشود.
يكتاييش ...
او از كسى متولّد نشده، تا در عزّت و قدرت شريكى داشته باشد و فرزندى به دنيا نياورده تا پس از وفات (چيزى به ارث بگذارد و) ديگران جانشين او گردند ... وقت و زمانى از او پيشى نگرفته و زيادى و نقصان بر او عارض نشده است. او با نشانههاى تدبير و متقن و نظام محكمى كه به ما ارائه داده، عظمت خويش را در پيش چشم عقلها آشكارا جلوه كرده است.
از شواهد عظمت خلقت و آفرينشش آسمانهاى ثابت و پابرجايى است كه بدون ستون و بدون تكيه گاهى برقرارند، اين آسمانها را به طاعت خويش دعوت كرد و آنها با اذعان و اطاعت كامل، بدون درنگ و سستى اجابت كردند،