نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - آفرينش جهان
آسمان پايين را همچون موج مهار شده، و آسمان برترين را همچون سقفى محفوظ و بلند قرار داد؛ بدون اينكه نياز به ستونى براى نگهدارى آن باشد، و نه ميخهايى كه آن را ببندد، سپس آسمان پايين را به وسيله كواكب و نور ستارگان درخشان زينت بخشيد و در آن چراغى روشنى بخش، و ماهى نورافشان به جريان انداخت، كه در مدارى متحرّك و صفحهاى جنبنده بگردند.
آفرينش فرشتگان
پس آنگاه آسمانهاى بلند را از هم گشود، و مملوّ از فرشتگان مختلف ساخت، گروهى از آنان هميشه به سجدهاند و ركوع ندارند، و يا به ركوعند و قيام نمىكنند، و يا در صفوفى كه هرگز از هم پراكنده نمىگردد قرار دارند، و يا همواره تسبيح مىگويند و هرگز خسته نمىشوند، هيچ گاه خواب چشمان آنها را نمىپوشاند؛ و عقول آنها گرفتار نسيان و سهو نمىگردد، بدن آنها به سستى نمىگرايد، و غفلت و نسيان بر آنان عارض نمىشود. و گروهى ديگر امينان وحى او، و زبان او به سوى پيامبرانند، و پيوسته براى رساندن حكم و فرمانش در رفت و آمدند.
و جمعى ديگر حافظان بندگان اويند و دربانان بهشت او، بعضى از آنها پايشان در طبقات پايين زمين ثابت، و گردنهاشان از آسمان بالا گذشته، و اركان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و كتفهاى آنها براى حفظ پايههاى عرش خدا آماده است، و در برابر عرش او، چشم را پايين افكندهاند و در زير آن بالها را به خود پيچيدهاند، در ميان آنها با كسانى كه در مراتب پايينتر قرار دارند حجابهاى عزّت و پردههاى قدرت فاصله انداخته، هرگز پروردگار خود را با نيروى وهم تصوير نكنند ...
و صفات مخلوقان را براى او قائل نشوند، هرگز وى را در مكانى محدود نمىسازند، و با امثال و نظائر به او اشاره نمىكنند!
آفرينش آدم
سپس خداوند مقدارى خاك از قسمتهاى سخت و نرم زمين، و خاكهاى مستعد، شيرين و شورهزار آن گرد آورد، و آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد، و با رطوبت آن را به هم آميخت تا به صورت موجودى جسبناك درآمد، و از آن صورتى داراى اعضا و جوارح، پيوستگيها و گسستگيها آفريد، آن را جامد كرد تا محكم شود و صاف و محكم و خشك ساخت تا وقتى معلوم