نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١ - خطبه ١١٤
و شهادت مىدهيم كه محمّد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست، شهادتى كه سخن را بالا مىبرد و عمل را به پيشگاه خدا به مرحله قبول مىرساند. شهادتى كه در هر ميزانى گذاشته شود سبك نمىگردد و از هر ميزانى برگرفته شود سنگين نخواهد بود. اى بندگان خدا! شما را به تقوا توصيه مىكنم كه هم زاد و توشه است و هم پناهگاه: زادى كه انسان را به سرمنزل مقصود مىرساند و پناهگاهى كه او را از خطرها نجات مىدهد؛ دعوت كننده به آن بهترين دعوت كنندگان و پاسدارش بهترين پاسداران و به همين دليل دعوت خود را به گوش همگان رسانيده و موجب رستگارى حافظان آن شده است.
اى بندگان خدا! ترس از خدا دوستان خدا را از ارتكاب محرّمات باز مىدارد و قلبهاشان را قرين خوف و خشيت قرار مىدهد، آنچنان كه آنها را در دل شب بيدار مىدارد (و به راز و نياز با خدا بر مىخيزند) و در روزهاى گرم و سوزان به روزه وامىدارد، مشقّت را به جاى راحتى و تشنگى را به جاى سيرابى انتخاب كردهاند، پايان زندگى را نزديك شمرده ... به انجام اعمال نيك مبادرت ورزيدهاند، آرزوها را تكذيب كردهاند و سرآمد زندگى را در نظر داشتهاند، سپس آگاه باشيد كه دنيا سراى فنا، مشقّت، دگرگونى و عبرت است، از فناى روزگار اين است كه تيراندازى است كه تيرهايش خطا نمىكند و مجروحانش بهبودى نمىيابند؛ زندگان را هدف تير مرگ و تندرستان را هدف بيمارى قرار مىدهد و نجات يافتگان را به هلاكت مىكشاند، خورندهاى است كه هرگز سير نمىشود و نوشندهاى است كه هيچ گاه عطشش فرو نمىنشيند.
از سختى و مشكلات آن اين است كه، آدمى آنچه را كه نمىخورد، جمع مىكند و آنچه را كه در آن ساكن نمىگردد بنا مىنهد؛ سپس به سوى خدا مىرود در حالى كه نه مالى و نه خانهاى را به همراه مىبرد. و از دگرگونيهاى آن اين است كه، آن كس كه (ديروز) مورد ترحّم مردم بود (امروز) مورد غبطه واقع مىشود و آن كس كه مورد غبطه بود، مورد ترحّم قرار مىگيرد، اين نيست مگر به خاطر نعمتهايى كه به سرعت دگرگون مىشود و بلاهايى كه ناگهان نازل مىگردد.
و از نكات عبرتانگيز آن اين است كه انسان در حالى كه نزديك است به آرزويش برسد، ناگهان اجلش فرا مىرسد و اميدش را قطع مىكند، نه به آرزو رسيده و نه آنچه مورد آرزوى اوست باقى مىماند.
سبحاناللّه! سرور و نشاطش چه كمياب [غرور آور] است! و سيرابيش چه تشنگى زا؟ و چه سايهاش زود از ميان مىرود، نه آنچه مىآيد رد مىشود و نه آنچه گذشته است باز مىگردد، سبحاناللّه! چه زندگان به مردگان نزديكند!، چون به زودى به آنها ملحق مىشوند و چقدر مردگان از زندگان دورند چون به كلّى جدا شدهاند. هيچ چيز بدتر از شر و بدى نيست جز كيفر آن، و هيچ چيز نيكوتر از خير و نيكى نيست جز پاداش آن، همه چيز دنيا شنيدنش بزرگتر است از ديدنش، ولى همه چيز آخرت ديدنش از شنيدنش بزرگتر خواهد بود، پس مىبايست از ديدن و خبر از پنهانيها شما را كفايت كند، آگاه باشيد، هرگاه از دنياى شما كم شود