نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤٥
و آن را براى كسى به ارث گذاشته كه در راه خدا انفاق كرده است و خدا به خاطر اين مال او را داخل بهشت و شخص اوّل را به خاطر همان وارد جهنّم گردانيده است.
٤٣٠- زيانمندترين مردم در معاملات و نوميدترين آنها در تلاش و سعى، كسى است كه خويشتن را در راه به دست آوردن مال فرسوده كرده ولى مقدّرات او را در رسيدن به خواستهاش يارى نكردهاند. از دنيا با حسرت آن بيرون رفته و در آخرت با گناه آن گام نهاده است.
٤٣١- روزى بر دو گونه است: يكى آنكه انسان را مىجويدو ديگرى آن كه انسان آن را مىجويد.
كسى كه دنيا را طلب كند، مرگ او را مىطلبد تا او را از دنيا خارج سازد و كسى كه طالب آخرت است دنيا در طلب او بر مىآيد تا روزى كامل خود را از آن برگيرد.
٤٣٢- دوستان خدا كسانى هستند كه به باطن دنيا مىنگرند، زمانى كه مردم به ظاهر آن نگاه مىكنند و به آينده آن مشغولند در حالى كه مردم به امروز آن سرگرمند و لذا امورى را كه مىترسند سرانجام قاتل آنها باشد، از ميان مىبرند و آنچه را مىدانند عاقبت آنها را ترك مىگويد به دست فراموشى مىسپرند؛ آنچه را ديگران بسيار مىبينند، كم مىشمارند و رسيدن به آن را از دست دادن محسوب مىكنند، دشمنند با آنچه دنيا پرستان صلحند و صلحند با آنچه آنها دشمنند.
قرآن به وسيله آنها فهميده مىشود و آنها نيز به وسيله قرآن مىفهمند، قرآن به وسيله آنها برپا است، همان گونه كه آنها به وسيله قرآن نيز برپا هستند؛ بالاتر از اميد خود، اميدى نمىبينند و برتر از آنچه مىترسند، مايه ترسى سراغ ندارند (اشاره به خشنودى و خشم پروردگار است).
٤٣٣- پيوسته از قطع لذّتها و بقاى مسؤوليّتهاى آن ياد كنيد.
٤٣٤- آزمايش كن تا دشمنش دارى! (يعنى بسيار مىشود كه ظاهر اشخاص جلب توجّه مىكند، امّا پس از آزمايش مورد نفرت قرار مىگيرند).
شريف رضى رحمه الله مىگويد: بعضى اين سخن را از پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانند، ولى آنچه تقويت مىكند كه اين سخن از اميرمؤمنان است، جريانى است كه «ثعلب» از «ابن اعرابى» نقل كرده كه مأمون گفته: اگر نه اين بود كه على عليه السلام فرموده: «اخْبُرْ تَقْللِه» من مىگفتم «اقْلِه تَخْبُر» (دشمنش بدار تا او را بيازمايى».
٤٣٥- چنين نيست كه خداوند در شكر را بر بندهاى بگشايد، ولى در فزونى را بر او ببندد،