نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١٩
٣٢٤- از معصيت خدا در خلوتگاهها بپرهيزيد، چرا كه همو شاهد و همو حاكم و دادرس است.
٣٢٥- زمانى كه خبر شهادت محمّد بن ابى بكر به امام عليه السلام رسيد فرمود:
اندوه ما بر او به اندازه شادى شاميان است، چرا كه آنها دشمنى را از دست دادند و ما دوستى را.
٣٢٦- عمرى كه خداوند بر فرزندان آدم در آن اتمام حجّت مىكند و عذرش را مىپذيرد، شصت سال است.
٣٢٧- كسى كه با توسّل به گناه پيروز شود، پيروز نيست و كسى كه با ستم غلبه كند، در واقع مغلوب است.
٣٢٨- خداوند سبحان غذا و نياز نيازمندان را در اموال ثروتمندان معيّن كرده، پس هيچ فقيرى گرسنه نمىماند، مگر به واسطه اين كه ثروتمندان از حقّ آنان بهرهمند شدهاند و خداوند آنها را به خاطر اين عمل مؤاخذه خواهد كرد، (بنابراين هميشه وجود فقير و محروم در يك جامعه دليل بر جنايت ثروتمندان آن است).
٣٢٩- بى نيازى از عذر خواهى، بهتر است تا عذر صادقانه و مقبول (يعنى اگر گناه نكنى و عذر نخواهى بهتر از آن است كه مرتكب گناه شوى و عذرت پذيرفته شود).
٣٣٠- كمترين حقّى كه براى خدا رعايتش لازم است اين كه با استمداد از نعمتهايش نافرمانيش نكنيد.
٣٣١- خداوند سبحان طاعت خود را غنيمت زيركان قرار داده، آنجا كه هوسبازان ناتوان، كوتاه مىآيند.
٣٣٢- سلطان (و حاكم عادل) پاسدار الهى در زمين اوست.
٣٣٣- و در توصيف مؤمن چنين فرمود: مؤمن شاديش در چهره و اندوهش در درون قلب اوست، سينهاش از هرچيز گشادهتر و هوسهاى نفسانيش از هر چيز خوارتر است. بلند پروازى را ناخوش دارد و رياكارى را دشمن مىشمرد، اندوهش طولانى و همّتش بلند است؛ سكوتش زياد و تمام وقتش مشغول است؛ شكرگزار، شكيبا و ژرف انديش است؛ رشته دوستى را محترم مىشمارد ولى بزودى با كسى پيوند دوستى برقرار نمىسازد؛ اخلاقش ملايم و برخوردش توأم با نرمش است، دلش از سنگ خارا محكمتر و در پيشگاه خدا از برده ذليلتر است.
٣٣٤- اگر انسان سرآمد زندگى و عاقبت كارش را مىديد، آرزوها و غرورش را دشمن مىشمرد.
٣٣٥- هر انسانى در اموالش دو شريك دارد: وارث و حوادث.
٣٣٦- كسى كه از او درخواستى شده تا وعده نداده، آزاد است (و پس از وعده دادن در گرو وعده خويش است).
٣٣٧- هر آن كه مردم را دعوت كند، ولى خود عمل نكند، همچون تيرانداز بدون كمان است.