نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠٧
امام فرمود: امّا اين يكى (برده بيت المال) خودش مال خداست و حدّى بر او نيست، قسمتى از مال خداوند، قسمت ديگر را خورده و امّا آن ديگرى بايد به شدّت حد بر او جارى شود.
پس دستش را قطع نمود.
٢٧٢- اگر گامهايم استوار ماند و از اين فتنه ها خلاص گردم امورى را تغيير خواهم داد (و بدعتهايى را كه گذاردهاند از ميان خواهم برد).
٢٧٣- يقين بدانيد كه خداوند براى بنده- اگر چه بسيار چاره جو، سخت كوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد- بيش از آنچه در كتابش مقدّر شده، قرار نداده است و ناتوانى بنده و كمى چاره جويى وى موجب نمىشود، كه آنچه برايش مقرّر گشته به او نرسد. كسى كه از اين حقيقت آگاه باشد و به آن عمل نمايد از همه كس در جلب منفعت، آسايش و راحتيش بيشتر است. امّا كسى كه اين واقعيّت را نداند و در آن ترديد داشته باشد از همه مردم گرفتارتر و زيانكارتر است.
چه بسيارند افرادى كه مشمول نعمت خداوند قرار گرفتهاند، امّا اين نعمت مقدّمه بلا و هلاكت برايشان محسوب مىگردد و چه بسيارند افرادى كه در بلا و سختى قرار دارند، امّا اين وسيلهاى براى آزمايش و تكامل آنهاست، بنابراين اى كسى كه مىخواهى از اين گفته بهرهگيرى (و اى شنونده!) بر سپاس و شكر نعمتها بيفزا واز سرعت و شتاب در به دست آوردن دنيا بكاه، و هنگامى كه به پايان روزى رسيدى، توقّف كن!
٢٧٤- علم خويشتن را جهل و يقينتان را شك قرار ندهيد (يعنى) آن گاه كه عالم و آگاه شديد عمل كنيد و زمانى كه يقين كرديد اقدام نماييد.
٢٧٥- طمع (آدمى را) بر سرچشمه آب وارد مىكند، بدون اين كه او را سيراب كرده باز مىگرداند؛ ضامنى است كه وفا نمىكند؛ بسيار شده كه نوشنده آب پيش از آن كه سيراب شود گلوگير شده. به هر مقدار ارزش چيزى كه براى به دست آوردنش سر و دست شكسته مىشود، بيشتر باشد، به همان قدر مصيبت از دست دادنش زيادتر است؛ آرزوها چشم دلها را كور مىكند. بهره و سود به سوى كسى مىآيد كه دنبالش نرود.
٢٧٦- بار پروردگارا! به تو پناه مىبرم! از اين كه ظاهرم را در چشمها نيكو جلوه دهى و باطنم را در پيشگاهت زشت سازى. بخواهم به وسيله تمام اعمالى كه تو از آن خوب آگاهى، خوشبينى و احترامات مردم را براى خود حفظ و نگهدارى كنم، و ظاهر خوبم را براى مردم آشكار كنم و اعمال بدم را فقط تو بدانى تا به بندگانت نزديك گردم و از رضا و خشنودى تو دور!
٢٧٧- نه، سوگند به كسى كه ما را در بقاياى شب تار نگهداشت، شبى كه لبخند سپيده دمش از روزى روشن خبر مىدهد كه چنين و چنان نبوده است (هدف از ذكر اين عبارت بيان طرز جالب سوگند امام است).