نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٩ - نامه ٣٠
مهاجران و انصار و تابعان، به سرعت به سوى تو خواهم آمد، با كسانى كه جمعيّتشان به هم فشرده است، به هنگام حركتشان غبار، آسمان را تيره و تار مىكند؛ لباس شهادت در تن دارند، بهترين ملاقات برايشان ملاقات با پروردگارشان است. همراه اين لشكر فرزندان بدرند و شمشيرهاى هاشمى، كه مىدانى لبه تيز آنها چگونه بر پيكر برادر، دايى، جد و خاندانت قرار گرفت! «وَ ما هِىَ مِنَ الظَّالِمينَ بِبَعيدٍ؛ و اين از ستمگران دور نيست». [١]
نامه ٢٩
به اهل بصره
گسستن ريسمان اتّحاد و پراكندگى شما طورى بود كه خود از آن آگاهيد، من از مجرم شما گذشتم و شمشير از فرارى شما برداشتم و آنان كه به جانب من آمدند پذيرفتم و از تقصيرشان صرف نظر كردم. اگر هم اكنون افكار مهلك و نظريّات ضعيف و فاسد، شما را به مخالفت و ستيزه با من بكشاند، سپاه من آماده و پا در ركابند! و اگر مرا مجبور به حركت به سوى خود سازيد، حملهاى به شما بياورم كه «جنگ جمل» در برابر آن بسيار كوچك باشد، با اين كه به فضايل مطيعان شما عارفم و حقّ ناصحان شما را مىشناسم و هرگز به خاطر متّهمى به شخص بى گناه و خوبى تجاوز روا نمىدارم و هيچگاه پيمان وفادار را نقض نخواهم كرد.
نامه ٣٠
به معاويه
از خداوند در مورد آنچه در اختيار دارى بترس! و در حقوق خداوند بر خود نظر كن، از معرفت و شناسايى چيزى كه در ندانستن آن معذور نيستى خوددارى مكن،
[١]. سوره هود، آيه ٨٣.