نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣١ - خطبه ٢٢١
و بر اجساد آنها زراعت مىكنيد و از آنچه باقى گذاردهاند مىخوريد و در كهنه خانههاى آنها سكونت مىگزينيد و روزگاران در فاصله بين شما و آنها بر شما نوحه گرى و زارى مىكند.
آنها پيش از شما به كام مرگ فرو رفتند و براى تعيين آبخورگاه از شما پيشى گرفتند. (آرى) همانها كه داراى مقامهاى عزّت و درجات افتخار بودند، سلاطين بودند و يا رعاياى آنها (پس از مرگ) در درون قبرها خزيدند و زمين بر آنها مسلّط شد، از گوشتشان خورد و از خونهايشان آشاميد؛ در حفرههاى گورستان به صورت جمادى بىرشد و ناپيدا! كه اميد يافت شدن آن هرگز نيست قرار گرفتند. ديگر وقوع حوادث هراسانگيز آنها را به وحشت نمىاندازد و دگرگونيها آنها را محزون نمىسازد، به زلزلهها و اضطرابها اعتنايى ندارند و به سر و صداهاى شديد گوش فرا نمىدهند، غايبانى هستند كه انتظارشان كشيده نمىشود! و حاضرانى هستند كه حضور نمىيابند! جمع بودند و پراكنده شدند؛ به يكديگر الفت داشتند و جدا گرديدند، اگر اخبارشان به دست فراموشى سپرده شده و ديارشان در سكوت فرو رفته است، بر اثر طول زمان و بُعد محلّ سكونت آنان نيست، بلكه جامى به آنها نوشاندهاند كه به جاى سخن گفتن گنگ و به جاى شنوايى كر شدند و حركاتشان به سكون تبديل يافته است و در ديد نخست، پندارى كه افتاده و به خواب رفتهاند.
همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمىگيرند، دوستانى هستند كه به ديدار يكديگر نمىروند، پيوندهاى شناسايى در ميان آنها به كهنگى گراييده و اسباب برادرى قطع گرديده؛ همه، با اين كه جمعند تنهايند! و با اين كه دوستند از يكديگر دورند، نه براى شب صبحگاهى مىشناسند و نه براى روز شامگاهى!
شب يا روزى كه رخت سفر مرگ در آن بستهاند براى آنها جاودان شده، خطرات آن جهان را وحشتناكتر از آنچه مىترسيدند يافتند و نشانههاى آن را بزرگتر از آنچه در نظر داشتند مشاهده كردند، براى وصول به هر يك از دو نتيجه (بهشت يا دوزخ) تا محلّ قرارگاهشان مهلت داده شده و عالمى از بيم و اميد برايشان فراهم ساخته، اگر مىخواستند آنچه را كه در آنجا مشاهده كردهاند و با چشم ديدهاند توصيف كنند، زبانشان عاجز مىماند!
ولى اگر آثارشان محو شده و اخبارشان منقطع گشته، چشمهاى عبرت گير، آنها را مىنگرد و گوش دل اخبار آنان را مىشنود و با غير زبان سخن (زبانحال) خود حرف مىزنند و مىگويند: چهرههاى خرّم و زيبا پژمرده شده و در حالت عبوسى فرو رفته و اجسام و بد نهايى كه در ناز و نعمت پرورش يافته بود، از هم متلاشى گرديده است،