نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٣ - خطبه ٢٠٧
كه اين همان دستور العملى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آورده و انجام داده است، و در آنچه خداوند سهم بندى آن را مشخّص نموده و فرمان آن را صادر كرده، به شما نيازى نداشتم. پس به خدا سوگند! نه شما و نه ديگرى نمىتواند به من اعتراضى در اين مسأله داشته باشد.
خداوند قلبهاى ما و شما را به سوى حق متوجّه سازد و شكيبايى و استقامت (تحمّل حق) را به ما الهام نمايد!
سپس امام عليه السلام فرمود: خدا رحمت كند آن كس را كه هر گاه حقّى را ببيند، اعانت كند و يا اگر ستمى را مشاهده نمايد، آن را از بين ببرد؛ به يارى صاحب حق بر خيزد (و بر ضدّ ستمگر قيام نمايد!).
خطبه ٢٠٦
اين سخن را هنگامى فرمود كه شنيد عدّهاى از اصحابش شاميان را در «صفّين» دشنام مىدادند.
من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد! امّا اگر كردارشان را يادآور مىشديد و گمراهيها و كارهاى ناشايسته آنان را بر مىشمرديد به گفتار درست نزديكتر و در اتمام حجّت رساتر بود، شما بايد به جاى دشنام به آنها مىگفتيد:
بار پروردگارا! خون ما و آنها را حفظ كن! بين ما و آنها را اصلاح نما! و آنان را از گمراهى به راه راست هدايت فرما! تا آنان كه جاهلند، حق را بشناسند و كسانى كه ستيزگى و دشمنى با حق مىكنند دست بردارند و باز گردند.
خطبه ٢٠٧
اين سخن را امام عليه السلام هنگامى فرمود كه در بعضى از روزهاى جنگ «صفّين» مشاهده كرد، فرزندش امام حسن عليه السلام به سوى نبرد به سرعت در حركت است.
اين جوان را به شدّت بگيريد و نگاهش داريد؛ تا (مرگ او) مرا در هم نكوبد. من در مرگ اين دو- حسن