نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١ - خطبه ١٠٠
در حالى كه براى رسيدن به مقصد نهايى بايد راه زيادى بپيمايند. امّا چگونه مىتواند به مقصد برسد كسى كه روز معيّنى در پيش دارد و از آن تجاوز نخواهد كرد. مرگ به سرعت او را مىراند، و عوامل مختلف او را به زور و بر خلاف ميل به جدايى از دنيا وادار مىسازد.
پس در عزّت و افتخارات (موهوم) اين جهان سر و دست نشكنيد، و به زينت و نعمتهاى آن فريفته نگرديد، و از رنج و سختيهاى آن جزع و زارى نكنيد، زيرا عزّت و افتخارات آن بزودى پايان مىگيرد، و زيور و نعمتهايش زايل مىگردد و رنج و سختى آن تمام مىشود، و هر مدّت و زمانى در دنيا پايان مىيابد (چه خوش گذرد يا بد) ...
و هر موجود زندهاى به سوى فنا پيش مىرود.
آيا براى شما در آثار پيشينيان وسيله عبرت نيست كه شما را (از كردار بد) باز دارد، و آيا اگر انديشه كنيد در آثار پدران خود عبرت و پند نخواهيد گرفت؟
مگر نمىدانيد گذشتگان شما برنمى گردند و بازماندگان باقى نمىمانند، مگر مردم دنيا را مشاهده نمىكنيد كه شبانه روز حالات گوناگونى دارند، يكى مىميرد و بر او مىگريند، و ديگرى باقى مىماند و به او تسليت مىگويند، و يكى در بستر بيمارى افتاده، ديگرى به عيادت او مىآيد، و ديگرى در حال جان كندن است.
يكى به دنبال دنيا مىرود در حالى كه مرگ به دنبال او در حركت است و يكى در عالم غفلت فرو رفته در حالى كه مرگ و حوادث دنيا او را فراموش نكردهاند!
و به همين گونه بازماندگان به دنبال گذشتگان مىروند.
به هوش باشيد، نابود كننده لذّات و برهم زننده كاميابيها و قطع كننده آرزوها (يعنى مرگ را) بسيار به خاطر بياوريد در آن هنگام كه تصميم بر كارهاى زشت داريد.
و براى اداى حق واجب خدا و نعمتهاى بيشمار و احسانهاى بى پايانش از او استعانت جوييد.
خطبه ١٠٠
كه درباره پيامبر و اهل بيت او عليهم السلام ايراد فرموده
ستايش مخصوص خداوندى است كه فضل خويش را در مخلوقات منتشر ساخته، و دست جود و سخايش را به سوى آنان گشوده، او را در تمام كارهايش مىستاييم، و براى مراعات حقوقش از او يارى مىطلبيم، گواهى مىدهيم جز او معبودى نيست و محمد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست ...