نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - عالم نمايان!
راه هدايت را با بصيرت ديده و در آن گام گذاشته، نشانه ها و علامتهاى اين راه را خوب شناخته است و از امواج متلاطم درياى شهوات گذشته است، در ميان دستگيره هاى هدايت به محكمترين آنها چنگ زده، و از ميان طنابها به قويترين آنها متمسّك شده؛ ايمان او به خدا همانند نور آفتاب است، در برابر خداوند آنچنان است كه هر فرمانى از ناحيه او صادر شود انجام مىدهد، و هر فرعى را به اصلش باز مىگرداند، او چراغ تاريكيهاست ...
و روشنى بخش نابينايان، و كليد حل مبهمات، دور سازنده مشكلات، و راهنماى گمشدگان بيابانهاى زندگى است.
سخن مىگويد و خوب مىفهماند، و يا سكوت مىكند و به سلامت مىرهد؛ براى خدا اعمال خويش را خالص كرده آنچنان كه خداوند خلوص او را پذيرفته است، او از گنجينههاى آيين خداست، و از اركان زمين او. خود را ملزم به عدالت نموده، و نخستين مرحله عدالتش اين است كه خواسته هاى دل را بيرون رانده، حق مىگويد و به حق عمل مىكند، هيچ كار خيرى نيست جز آنكه براى انجامش بپاخاسته و در هيچ جا گمان نيكى نبرده جز اينكه به سوى آن براه افتاده است.
زمام خود را به دست قرآن سپرده و قرآن رهبر و پيشواى اوست، هر جا قرآن فرود آيد، او بار خويش را در همان جا افكند، و هر جا منزل نمايد، او آنجا را منزلگاه خويش سازد.
عالم نمايان!
و ديگرى (خويش) را عالم خوانده در صورتى كه عالم نيست، يك سلسله نادانيها را از جمعى نادان فرا گرفته! و مطالبى گمراه كننده از گمراهانى آموخته، دامهايى از طنابهاى غرور و گفتههاى دروغين بر سر راه مردم افكنده، قرآن را بر اميال و خواستههاى خود تطبيق مىدهد، و حق را به هوسها و خواهشهاى دلش تفسير مىكند، مردم را از گناهان بزرگ ايمنى مىبخشد، و جرايم بزرگ را در نظرها سبك جلوه مىدهد. مىگويد: از ارتكاب شبهات اجتناب مىورزم امّا در آنها غوطهور است، مىگويد: از بدعتها كناره گرفتهام ولى در آنها غلت مىزند! چهره او چهره انسان است و قلبش قلب حيوان! راه هدايت را نمىشناسد كه از آن طريق برود، و به طريق خطا پى نبرده تا آن را مسدود سازد، پس او مردهاى است در ميان زندگان!