پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥ - ١- تفسير ولايت و مولى در حديث غدير
مخصوصاً تبريكى كه عمر و ابوبكر به او گفتند؛ نشان مىدهد مسأله چيزى جز مسأله نصف خلافت نبوده است كه در خور تبريك و تهنيت باشد. زيرا اعلام دوستى كه براى همه مسلمانان به طور عموم ثابت است تبريك ندارد.
در مسند امام احمد آمده است كه: عمر بعد از آن بيانات پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام گفت: «هَنيئاً يَابْنَ ابيطالِبٍ اصْبَحْتَ وَ امْسَيْتَ مَوْلى كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ»:
«گوارا باد بر تو اى فرزند ابيطالب! صبح كردى و شام كردى در حالى كه مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى»! [١] در تعبيرى كه فخر رازى در ذيل آيه يا ايُّهِا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ ذكركرده مىخوانيم عمر گفت: «هَنيئاً لَكَ اصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ» و به اين ترتيب، عمر او را مولاى خود و مولاى همه مؤمنان مىشمرد.
در تاريخ بغداد روايت به اين صورت آمده: «بَخٍّ بَخٍّ لَكَ يابْنَ ابيطالِبٍ! اصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى كُلِّ مُسْلِمٍ»: «آفرين آفرين به تو اى فرزند ابوطالب!، صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمانى هستى». [٢] و در فيض القدير و الصواعق آمده است كه اين تبريك را ابوبكر و عمر هر دو به على عليه السلام گفتند: «امْسَيْتَ يَابْنَ ابيطالِبٍ مَوْلا كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ.» [٣] ناگفته پيدا است دوستى سادهاى كه ميان همه مؤمنان با يكديگر است چنين تشريفاتى ندارد؛ و اين جز با ولايت به معنى خلافت سازگار نيست.
٤- اشعارى كه از حسّان بن ثابت قبلًا نقل كرديم با آن مضمون و محتواى بلند و آن تعبيرات صريح و روشن، نيز گواه ديگرى بر اين مدّعا است؛ و به اندازه كافى در اين مسأله گويا است (بار ديگر آن اشعار را مطالعه فرمائيد).
[١]. مسند احمد، جلد ٤، صفحه ٢٨١ (طبق نقل فضائل الخمسه، جلد ١، صفحه ٤٣٢).
[٢]. تاريخ بغداد، جلد ٧، صفحه ٢٩٠.
[٣]. فيض القدير، جلد ٦، صفحه ٢١٧- صواعق، صفحه ١٠٧.