پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - خردهگيرىها بر مسأله عصمت
مىرسد؛ هرگز حاضر نيست آبى را كه با ازمايشهاى متعدد مملو از انواع ميكرب هاى مهلك و كشنده شناخته شده بنوشد؛ در حالى كه يك آدم بى سواد ممكن است چنين كارى را بكند. پرهيز آن طبيب از آن آب آلوده در عين اينكه قطعى و شكستناپذير است كاملًا جنبه اختيارى دارد زيرا او مىتواند آن آب را بنوشد، ولى ايمان و آگاهى او نسبت به پى آمدهاى اين امر مانع مىشود؛ او در عين آزادى اراده، در برابر انجام خصوص اين كار شبيه معصوم است. [١]
سؤال ديگر اينكه امامان خودشان در لابهلاى كلمات شان اعتراف به خطا و گناه كردهاند؛ چگونه مىتوان آن را معصوم دانست؟ آنها در دعاهايشان از خدا طلب عفو و بخشش از گناه مىكنند كه اين خود دليل بر عدم معصوم بودن آنها است. امام اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام در خطبه ٢١٦ نهج البلاغه مىفرمايد:
«انّى لَسْتُ فى نَفْسى بِفَوْقِ انْ اخْطى وَ لا آمَنُ ذلِكَ مَنْ فِعْلى الّا انْ يَكْفىَ اللَّهُ مِنْ نَفْسى ما هُوَ امْلَكُ بِهِ مِنّى»:
«من (خودم به عنوان يك انسان) خويشتن را بالاتر از آنكه اشتباه كنم نمىدانم؛ و از خطا در كارهايم ايمن نيستم مگر اينكه خداوند مرا حفظ كند». [٢]
شبيه اين ايراد در مورد بسيارى از آيات مربوط به سر گذشت انبياء در قرآن مجيد نيز مطرح مىشود؛ كه ما همه آنها را به طور مبسوط در همان جلد هفتم پيام قرآن تحت عنوان تنزيه انبياء ذكر كرديم؛ و پاسخ به آنها داده شده است، و با اشاره به يك يك از تاريخ انبياء و آنچه در آن ممكن است مورد اين خردهگيرى واقع شود،
[١]. براى توضيح بيشتر به جلد ٧، پيام قرآن، صفحه ١٩٣- ١٩٧ مراجعه فرمائيد.
[٢]. آلوسى در تفسير روح المعانى ذيل آيه تطهير اصرار عجيبى دارد كه مفهوم آيه را در مورد معصوم بودن اهل بيت عليهم السلام انكار كند و از جمله اشكال بالا را مطرح مىنمايد (روح المعانى، جلد ٢٢، صفحه ١٧).