پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧ - ١٧- آيه نجوى
كه آيه «ءَاشْفَقْتُمْ ...» نازل شد و حكم سابق نسخ شد؛ على عليه السلام مىفرمايد: «به وسيله من خداوند از اين امّت تحفيف داد و بار آنها را سبك كرد. [١] در اينجا حديث جالبى است كه برسوئى در تفسير روح البيان از عبداللَّه بن عمر بن خطاب نقل مىكند كه مىگفت: «كانَ لِعَلِىٍّ عليه السلام ثَلاثُ لَوْكانَتْ لى واحِدَةُ مِنْهُنَّ كانَ احَبَّ الَّى مِنْ حُمُرِ النَّعَمِ تَزْويجُهُ فاطِمَةَ عليها السلام وَ اعْطاؤهُ الرّايَةَ يَوْمَ خَيْبَرٍ وَآيَةُ النَّجْوى»: «على عليه السلام سه فضيلت داشت كه اگر يكى از آنها براى من بود بهتر از گروه شتران سرخ مو بود (اين تعبير در ميان عرب براى اشاره به گرانبهاترين اشياء به كار برده شده و به صورت ضرب المثلى به هنگام بيان اشياء بسيار نفيس ذكر مىشد).
نخست تزويج پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام را به على عليه السلام و ديگر دادن پرچم به دستش در روز خيبر، و ديگر آيه نجوى». [٢]
زمخشرى نيز آن را در «كشّاف» آورده است [٣]
همچنين قرطبى در تفسير «الجامع لاحكام القرآن» [٤]
و طبرسى در «مجمع البيان» [٥]
در واقع «عبداللَّهبن عمر» انگشت روى سه مسأله حساس گذاشته است فاطمه عليها السلام كه به گفته پيامبر «سَيِّدَةُ نِساءِ الْعالَمينَ مِنَ الاوَّلينَ و الآخَريْنَ»: «بانوى تمام جهانيان از اولين تا آخرين بود» همتايى جز على عليه السلام نداشت كه او ابر مرد تاريخ بشر بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
مسأله دادن پرچم به دست على عليه السلام در روز جنگ خيبر و او را به لقب «كَرّارُ غَيْرُ فَرّارٍ» مفتخر ساختن بعد از آنكه ديگران رفتند و كارى از پيش نبردند و پيروزى
[١]. همان مدرك.
[٢]. تفسير روح البيان، جلد ٩، صفحه ٤٠٦.
[٣]. كشّاف، جلد ٤، صفحه ٤٩٤ (ذيل آيات مورد بحث).
[٤]. تفسير قرطبى، جلد ٩، صفحه ٦٤٧٢.
[٥]. مجمع البيان، جلد ٩ و ١٠، صفحه ٢٥٢ (ذيل آيات مورد بحث).