پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - محتواى حديث ائمه اثنى عشر عليه السلام
تفريق آنان نسبت به يكديگر نيز مشكلى را حل نخواهد كرد؛ مگر آنكه پيش خود بنشينيم و بعضى را به ميل خويش حذف كنيم و بعضى را بپذيريم، و با تكلف، عدد دوازده را زنده كنيم كه آن هم با هيچ منطقى سازگار نيست.
بهتر است در اينجا زمام سخن را به دست حافظ سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى بسپاريم، او در كتاب معروف ينابيع الموده مىگويد:
بعضى از محققين گفتهاند احاديثى كه دلالت مىكند خلفاء بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دوازده نفرند؛ از طرق كثيره مشهوره نقل شده است و با گذشت زمان دانسته مىشود مقصود رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين حديث امامان دوازده گانه از اهل بيت و عترت او هستند؛ زيرا اين حديث را نمىتوان بر خلفاى نخستين بعد از او تطبيق نمود؛ زيرا عددشان كمتر از دوازده نفر مىباشد و نيز نمىتوان آنرا منطبق بر پادشاهان بنى اميه دانست زيرا ازيك سو بيش از دوازده نفراند، و از سوى ديگر همه آنها مرتكب ظلم و ستم هاى آشكارى شدند، جز عمر بن عبدالعزيز و از سوى سوم آنها از بنى هاشم نيستند (در حالى كه در بعضى از طرق حديث آمده آنها همه از بنى هاشمند) اين روايت مخصوصاً با آهسته گفتن اين جمله ازسوى پيامبر صلى الله عليه و آله سازگار تراست؛ زيرا گروهى از آنها خلافت بنى هاشم را دوست نداشتند؛ و نيز نمىتوان آنها را بر پادشاهان بنى عباس تطبيق كرد، چرا كه تعداد آنها از دوازده نفر بيشتر است، و به علاوه هرگز رعايت آيه قُل لا اسُئَلُكُمْ عَلَيْهِ اجْراً الَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى [١] و همچنين حديث كساء را رعايت نكردند، بنابراين راهى جز اين نمىماند كه اين حديث را بر امامان دوازده گانه اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله و عترتش منطبق بدانيم؛ زيرا آنها آگاهترين مردم زمان خود و بزرگوارترين و باتقواترين آنها بودند و حسب و نسب آنها از همه برتر بود». [٢]
[١]. سوره شورى، آيه ٢٣.
[٢]. ينابيع الموده، صفحه ٤٤٦، دنباله باب ٧٧.