پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - ٦ و ٧- آيات «برائت» و «سقاية الحاج»
پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود خود را به ابوبكر (در وسط راه مكه و مدينه) برسان، ابوبكر را به سوى من بازگردان و تو سوره «برائت» را ابلاغ كن؛ على عليه السلام چنين كرد و در آخر حديث هنگامى كه ابوبكر سؤال مىكند آيا چيزى بر ضد من نازل شده كه من نبايد سوره را ابلاغ كنم پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «امِرْتُ انْ لا يُبَلِغَهُ الا انَا اوْ رَجُل مِنّى»: «من مأمور شدهام كه اين سوره را ابلاغ نكند مگر من يا مردى كه از من است». [١]
ترمذى نيز در سنن معروف خود كه از منابع اصلى حديث اهل سنت محسوب مىشود همين حديث را به تعبير ديگرى در بحث تفسير القرآن از انس بن مالك نقل مىكند، كه پيامبر صلى الله عليه و آله سوره «برائت» را با ابوبكر فرستاد، سپس او را فرا خواند و فرمود: «لا يَنْبَغى لِاحَدٍ انْ يُبَلِّغَ هذا الّا رَجُلٌ مِنْ اهْلى فَدَعا عَلِيّاً فَاعْطاهُ ايّاهُ»: «سزاوار نيست براى احدى كه اين سوره را ابلاغ كند مگر مردى از خاندانم سپس على عليه السلام را فراخواند و سوره را به او داد». [٢]
سپس ترمذى حديث ديگرى از ابن عباس درباره همين موضوع، ولى مشروحتر و مفصلّتر نقل كرده [٣] و جالب اينكه بعد از اتمام هر دو حديث، از قول خود يا ديگران مىگويد: «هذا حَديثٌ حَسَنُ غَريبُ»: «اين حديث خوب و عجيبى است»، ولى اين تعبير را نه درباره احاديث قبل از آن مىكند و نه حديث بعد از آن؛ و اين خود از مسائل غريب است گويى هر حديثى كه فضيلت فوق العادهاى را درباره على عليه السلام نقل مىكند از ديدگاه آنها غريب است.
٢- سيوطى در الدرالمنثور از عبداللَّه بن احمد حنبل و ابن مردويه از على عليه السلام نقل مىكند هنگامى كه ده آيه آغاز سوره برائت بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله ابوبكر
[١]. مسند احمد، جلد اول، صفحه ٣ (طبع دار الصادق).
[٢]. سنن ترمذى، جلد ٥، صفحه ٢٧٥ (حديث شماره ٣٠٩٠).
[٣]. همان مدرك، حديث ٣٠٩١.