پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - ٥- فلسفه وجود امام
٤- كسى كه به عكس در آغاز عادل و معصوم بوده و سپس ظالم شده است.
به يقين مقام ابراهيم عليه السلام از آن بالاتر است كه امامت را براى گروه اول و چهارم از فرزندانش تقاضا كند، بنابراين دو گروه بيشتر باقى نمىماند، خداوند يك گروه را نفى كرده (گروهى كه در آغاز عمر در خط ظالمان بوده و سپس از آن خارج شدهاند) بنابراين تنها قسم ديگر يعينى گروهى كه در تمام عمر پاك بودهاند باقى مىمانند (دقت كنيد) [١]
فخر رازى در تفسير خود به اين اندازه اعتراف مىكند كه آيه دلالت بر معصوم بودن پيامبران دارد و جالب اينكه: «اين مطلب را از طريق لزوم معصوم بودن امام و اينكه هر پيامبرى امام است ثابت مىكند» (باز هم دقت كنيد) [٢]
البته از اين آيه مطالب ديگرى در مورد امامت و اينكه امام بايد معصوم باشد، و از سوى خدا منصوب گردد؛ و غير آن استفاده مىشود كه فعلًا جاى بحث آن نيست.
از مجموع آنچه گفته شد «جلالت و عظمت امامت از ديدگاه قرآن مجيد» روشن مىشود، و هدف ما در اينجا بيان همين نكته بود.
٥- فلسفه وجود امام
گرچه در بحث گذشته با استفاده از آيه مربوط به امامت ابراهيم عليه السلام «فلسفه وجود امام» اجمالًا روشن شد، ولى اين عنوان تا آن حد مهم است كه لازم است بحث مستقلّى براى آن گشوده شود.
به طور كلى بسيارى از امور كه به عنوان اهداف بعثت پيامبران يا فلسفه وجودى آنان گفته مىشود، در مورد «وجود امام» نيز صادق است.
خواجه نصير الدين طوسى (قدس سره) درفصل نبوت از كتاب «تجريد الاعتقاد»
[١]. الميزان، جلد ١، صفحه ٢٧٤.
[٢]. تفسير كبير فخر رازى، جلد ٤، صفحه ٤٣.