پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - ٦ و ٧- آيات «برائت» و «سقاية الحاج»
را فرا خواند تا اين آيات را گرفته، بر اهل مكه بخواند، سپس مرا صدا زد و به من فرمود: ابوبكر را درياب و هر كجا او را ملاقات كردى نامه را از او بگير- و تو اين آيات را بر مردم بخوان- ابوبكر بازگشت و گفت: اى رسول خدا آيا چيزى درباره من نازل شده بود؟ (كه نشان مىدهد من شايسته اين كار نيستم؟!).
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه، ولى جبرئيل نزد من آمد و گفت: «اين پيام را هرگز كسى از سوى تو ادا نمىكند مگر خودت يا مردى از تو» (از نزديكان و خاصانت). [١]
٣- در همان كتاب از احمد و ترمذى و نيز ابن مردويه از انس نقل مىكند كه او آيات برائت را با ابوبكر فرستاد، سپس او را فرا خواند و فرمود: «لا يَنْبَغى لِاحَدٍ انْ لايُبَلِّغَ هذا الّا رَجُلُ مِنْ اهْلى، فَدَعا عَلِيّاً فَاعْطاهُ ايّاهُ»: «شايسته نيست براى هيچ كس كه اين پيام را ابلاغ كند مگر مردى از خاندانم، سپس على عليه السلام را صدا زد و آيات برائت را به او داد». [٢]
٤- باز در همان كتاب از سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوبكر را با آيات برائت به مكه فرستاد، سپس على عليه السلام را به دنبال او اعزام فرمود، تا آيات را ازاو بگيرد، ابوبكر به خاطر اين موضوع در دل ناراحت شد، و آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله اظهار داشت، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «انَّهُ لايُؤدِّىْ عَنّى الّا انَ اوْرَجُلُ مِنّى»: «كسى از سوى من اداى مطلب نمىكند مگر من يا مردى از خاصّان من». [٣]
٥- در همان كتاب از ابوسعيد خدرى صحابى معروف نقل مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نخست ابوبكر را فرستاد تا آيات برائت را از سوى او ابلاغ كند هنگامى كه او را فرستاد على عليه السلام را به دنبال او فرستاد و فرمود: «اى على عليه السلام! كسى آن را از سوى من ابلاغ نمىكند مگر خودم يا تو، و او را بر شتر مخصوص خود سوار كرد، على عليه السلام
[١]. الدّر المنثور، جلد ٣، صفحه ٢٠٩.
[٢]. همان مدرك.
[٣]. همان مدرك.