پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - تنها يك سؤال
كرده است نمىتواند قابل استناد باشد؛ و به نظر مىرسد كه زمامداران وقت براى اينكه از ايرادهاى مردم در برابر اين حديث مصون باشند دست به چنين تغييرى در حديث زدهاند؛ ولى نتوانستهاند آنرا جا بيندازند.
از اين گذشته اين دو حديث- به فرض صحت حديث «و سنتى»- با هم منافاتى ندارند؛ در يك جا پيامبر صلى الله عليه و آله توصيه به كتاب و سنت كرده، و در جاى ديگر به كتاب و عترت. زيرا چنان كه گفتيم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اين سخن را در چندين جا- طبق روايات مختلف كه در منابع معروف اهل سنت وارد شده- بيان فرموده است؛ گاه در حجة الوداع، گاه در مسجد خيف، گاه در عرفه، گاه در جُحفه، گاه در غدير خم، گاه به هنگام بازگشت از طائف، گاه در مدينه بر فراز منبر، و گاه در بستر بيمارى وفات. [١] چه مانعى دارد كه چندين بار گفته باشد «و عترتى» و در يك مورد هم فرموده باشد:
«كِتابَ اللَّهِ وَ سُنَتى»
اصولًا مگر كسى منكر است كه سنت پيامبر صلى الله عليه و آله از يادگارهاى مهم او است؛ و بايد به آن عمل كرد؟ مگر ممكن است كسى مسلمان باشد و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله را كه قرآن نسبت به آن تأكيد كرده و فرموده: ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا:
«هر آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله براى شما آورده بگيريد، (واطاعت كنيد)، و از آنچه شما را نهى كره خوددارى نماييد» [٢] ناديده بگيريد و نسبت به آن بى اعتنا باشد؟ اين معنى هيچ منافاتى با تأكيد بر پيروى از عترت و تمسك به آن در موارد ديگر ندارد.
به تعبير ديگر انتخاب كردن يكى از دو روايت در جايى است كه با هم تعارضى و تضادى داشته باشند؛ در حالى كه تضادى در ميان اين دو مطلق نيست. اصولًا تمسك به ذيل هدايت هاى اهل بيت نيز يكى از مصاديق بارز عمل به سنت
[١]. قبلا به اين موارد اشاره شد، گفتنى است كه مرحوم سيّد شرف الدين نيز در المراجعات در نامه هشتم بهاين موارد اشاره كرده است.
[٢]. سوره حشر، آيه ٧.