پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - ٢- آيا امامت از اصول است يا از فروع؟
اعتقادى نيست، بلكه نزد آنان از فروع متعلق به افعال مكلفين است». [١]
ساير فرق اهل سنت نيز اين نظر تفاوتى با اشاعره ندارند؛ چرا كه همه آن را يكى از وظايف عملى مىشمرند كه به خود مردم واگذار شده است.
تنها شيعه و پيروان مكتب اهلبيت عليهم السلام و افراد كمى از اهل سنت مانند قاضى بيضاوى، و جمعى از پيروان او، آن را از اصول دين شمردهاند. [٢]
دليل آن روشن است، زيرا «امامت» نزد آنان يك منصب الهى است كه بايد از سوى خدا تعيين شود، ويكى از شرايط اصلى آن معصوم بودن است كه هيچ كس جز خدا از آن آگاه نيست، و اعتقاد به امامان، همانند اعتقاد به پيامبر صلى الله عليه و آله كه پايه گذار اصلى شريعت است، لازم است، ولى با اين حال اين سخن به آن معنى نيست كه اماميه مخالفان خود را در «امامت» كافر بدانند؛ بلكه آنها تمام فرق مسلمين را مسلمان مىشمرند و همچون يك برادر اسلامى به آنها نگاه مىكنند، هر چند عقيده آنها را در مسأله «امامت» نمىپذيرند، از اين رو گاهى اصول پنجگانه دين را به دو بخش تقسيم كرده سه اصل نخستين، يعنى اعتقاد به خدا، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، و معاد را، اصول دين، و اعتقاد به امامت و امامان، و مسأله عدل الهى را اصول مذهب مىداند. اين سخن را با حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام كه الهام بخش پيروان مكتب اهلبيت عليهم السلام در مسأله «امامت» است پايان مىدهيم.
انِّ الِأمامَةَ زَمامُ الدّينِ وَ نَظامُ المُسْلِمينَ وَ صَلاحُ الدُّنيا وَ عَزِّ المؤمنينَ، انَّ الِأمامَةِ اسُّ الاسْلام النّامى و فَرعُهُ السّامى، بِالِأمامِ تَمامُ الصَّلاة وَالزَّكات وَالصَّيامَ و الْحجّ وَالْجَهاد وَ تَوْفيرُ الفيْئوَ الصَّدَقات و إِمضاءُ الْحُدود وَالاحْكام، وَ مَنْعُ الثُّغُور و الأطْراف، الِامامُ يَحِلُّ حَلالَ اللَّه، وَ يَحْرُمُ حَرامَ اللَّه، وَ يُقيمُ حُدُودَاللَّه، وَ يَذُبُّ عَنْ دينِ اللَّه، وَ يَدْعوا إَلى سَبيلِ ربَّه
[١]. احقاق الحق، جلد ٢ صفحه ٢٩٤- دلائل الصدق، جلد ٢ صفحه ٤.
[٢]. دلائل الصدق، جلد ٢، صفحه ٨.