پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - ٦ و ٧- آيات «برائت» و «سقاية الحاج»
شجاعترين فرد امت بود، كسى كه براى اين كار انتخاب شود به يقين از همه امت براى جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله شايستهتر و لايقتر است.
قابل توجه اينكه خود ابوبكر نيز اين امر را احساس كرد و هنگامى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد با نگرانى تمام پرسيد آيا چيزى درباره من نازل شده است؟ و پيامبر صلى الله عليه و آله در جوابش فرمود: «اين كار مىبايست به وسيله يكى از نزديكترين افراد به من صورت گيرد»!
باز در اينجا مىبينيم بهانه جويان با پيش داورىهايى كه داشته و دارند تمام تلاش خود را براى كمرنگ كردن اين فضيلت به كار گرفتهاند، و با تحليلهاى سستى از كنار اين مسأله گذشتهاند.
به عنوان نمونه آلوسى در روح المعانى هنگامى كه اين حديث را ذكر مىكند مىگويد اين خبر به طور خلاصه دلالت بر فضيلت على عليه السلام و قربش به رسول خدا صلى الله عليه و آله دارد و هيچ مؤمنى آن را انكار نمىكند ولى هرگز دليل بر اين نيست كه او در امر خلافت شايستهتر از ابوبكر بود، سپس مىافزايد: بعضى از اهل سنت در اينجا نكتهاى در نصب ابوبكر به عنوان اميرالحاج و نصب اميرمؤمنان على عليه السلام به عنوان ابلاغ آيات برائت در زمينه نقض عهد مشركان، ذكر كردهاند و آن اينكه: ابوبكر مظهر صفت رحمت و جمال بود ...
از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله امر مسلمين را در مورد رحمت به او واگذار كرد، ولى على عليه السلام چون اسداللَّه و مظهر جلال خدا بود ابلاغ نقض عهد كافران را كه از آثار جلال و صفات قهر خدا است به او واگذار كرد و آنها همچون دو چشمه جوشان بودند كه از يكى صفت جمال مىجوشيد و از ديگرى صفت جلال.
آلوسى بعد از ذكر اين سخن مىگويد: اين تحليل خوبى است اگر علّتى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله بيان فرمود- كه من يا يكى از خاصانم بايد آن را ابلاغ كند) وجود